المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٧٠٨ - فصل مبحث عوامل جزم
|
فطلّقها فلست لها بكفو |
و الّا يعل مفرقك الحسام |
يعنى: پس طلاق بده آن سلمى را بعلّت آنكه نيستى تو كفو و همسر او و اگر طلاق نمىدهى او را بلند مىشود بالاى سرت شمشير برّان.
شاهد در جمله « و الّا يعل» است زيرا تقدير آن: و ان لا تطلّقها يعل الخ مىباشد پس فعل شرط يعنى « لا تطلّقها» حذف شده و جوابب يعنى « يعل » باقيمانده است.
و گاهى بعد از « ان » هم شرط و هم جواب هردو حذف مىشوند مانند آنچه در قول رؤبة بن عجّاج آمده:
|
قالت بنات العم يا سلمى و ان |
كان فقيرا معدما قالت و ان |
يعنى: گفتند دختران عموى من كه اى سلمى اگر چه شوهرى كه براى خود طلب كردهايد فقير و صاحب احتياج باشد!؟
سلمى گفت: و اگر چه فقير باشد به او راضى هستم.
شاهد در « و ان» است كه در آخر مصراع دوّم آمده كه حرف شرط بوده و شرط و جوابش هردو محذوف هستند.
مصنّف مىگويد:
در هنگام اجتماع شرط و قسم جواب هركدام را كه مؤخّر واقع شده باشد حذف كن و اين امرى است لام و واجب.
شارح گويد:
مانند: و اللّه ان اتيتنى لاكرمنّك (بخدا قسم اگر نزد من آئى هرآينه تو را اكرام مىكنم).
در اين مثال قسم (و اللّه) و شرط (ان) با هم اجتماع نموده و قسم مقدّم و شرط مؤخّر است لذا « لاكرمنك » جواب براى قسم بوده و جواب شرط بقرينه آن محذوف است.
مصنّف گويد:
و اگر شط و قسم پشت سر هم درآمده و پيش از آندو كلمهاى كه داراى خبر است واقع شده باشد قاعده اينست كه شرط را مطلقا برقسم ترجيح داده و جواب را براى آن مىآورند بدون اينكه در اين حكم محذور و اشكالى باشد.
شارح گويد:
كلمه « قبل » مضاف الهيش ضمير تثنيهاى است كه به شرط و قسم راجع بوده و