المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٧٠٧ - فصل مبحث عوامل جزم
|
و من يقترب منّا و يخضع ناوه |
و لا يخش ظلما ما اقام و لا هضما |
يعنى: و هركس كه نزديك شود به ما و فروتنى و تواضع كند جاى مىدهيم او را و نبايد بترسد از ظلم ظالم مادامى كه برپا است در منزل ما و نه از كسر حق خويش.
شاهد در « يخضع بوده كه بين شرط يعنى « يقترب » و جزاء يعنى « ناوه » واقع شده و چون پيش از آن « واو » قرار گرفته در آن هم جزم جايز بوده و هم نصب.
سپس شارح گويد:
ولى فعل مزبور اگر بعد از « ثمّ » واقع شود ديگر نصبش جايز نبوده بلكه فقط مجزوم مىگردد ولى كوفيّون نصب را اجازه دادهاند و از همين باب است قرائت حسن:
و من يخرج من بيته مهاجرا الى اللّه و رسوله ثمّ يدركه الموت ( كسى كه از خانهاش خارج شده در حالى كه بسوى خدا و رسولش هجرت كند و سپس مرگ او را دريابد ...)
شاهد در « يدركه » است كه بعد از « ثمّ » قرار گرفته و « حسن » آنرا منصوب خوانده است.
مصنّف گويد:
شرط ما را از جوابى كه معلوم و مشخّص است بىنياز مىكند و عكس آن نيز گاهى در كلام مىآيد مشروط باينكه معنا فهميده شود.
شارح گويد:
مصنّف در بيت مذكور باين نكته اشاره نموده كه اگر جواب بدون اينكه در كلام ذكر شود معلوم باشد مجرّد آوردن شرط كافى بوده و جواب را مىتوان حذف نمود چنانچه اگر عكس آن اتّفاق افتاد يعنى بواسطه ذكر جواب از آوردن شرط مستغنى بوديم مىتوان شرط را حذف كرد امّا حذف جواب و ذكر شرط مانند آنچه در آيه شريفه آمده:
و ان كان كبر عليك اعراضهم، فان استطعت ان تبتغى نفقا فى الارض او سلّما فى السّماء فتأتيهم بآية.
( اى پيامبر ما اگر اعراض آنها برتو سخت و ناگوار است در صورتى كه توانى نقبى در زمين بساز يا نردبانى برآسمان بگذار تا آيتى برآنها وارد كنى ...).
شاهد در جواب « ان استطعت» است كه حذف شده و تقدير آن « فافعل » مىباشد.
و امّا عكس يعنى حذف شرط و ذكر جواب مانند آنچه در قول احرص وارد شده: