المباحث النحويه شرح سيوطى - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٧٥٣ - حكم تميز اسماء عدد از حيث اعراب و افراد و جمع
شارح گويد:
لفظ « احد » در حالى كه مذكّر است را به « عشر » بدون تاء وصل كرده و با آن تركيب نما و آخر هردو را فتحه داده و آن را براى شمردن معدود مذكّر بكار ببر مثل: رأيت احد عشر كوكبا ( ديدم يازده ستاره).
در اين عبارت « دال » از « احد » و « راء » از « عشر » مفتوح است و چنانچه مىبينم معدود اين عدد مركّب يعنى « كوكبا » مذكّر مىباشد.
مصنّف گويد:
و در وقتى كه معدود مؤنّث باشد بگو: احدى عشرة.
شارح گويد:
و اگر معدود عدد يازده مؤنّث باشد هردو جزء اين عدد را مؤنّث بايد آورد يعنى مىگوئيم:
احدى عشرة مانند:
عندى احدى عشرة امرأة (نزد من است يازده زن).
ولى برخى از ادباء گفتهاند:
الف در « احدى » براى الحاق است نه تأنيث.
مصنّف گويد:
ادباء از بنى تميم نقل كردهاند كه « شين » در « عشر » مكسور است.
شارح گويد:
در شين از « عشره » سه لغت مىباشد:
الف: از اهل حجاز نقل شده كه آن را ساكن مىخوانند.
ب: از قبيله بنى تميم روايت شده كه آنرا مكسور قرائت مىكنند.
ج: از برخى ديگر منقولست كه « شين » را بايد مفتوح خواند.
مصنّف گويد:
آنچه با كلمهاى كه با غير « احد » و « احدى » همراه است انجام مىدهى همان را با آن كلمه در صورتى كه با ايندو همراه شود انجام بده.
شارح گويد:
مقصود اينست كه اگر غير « احد » و « احدى » يعنى ثلاثة و اربعة و خمسة تا تسعة كلمهاى همراه بود يعنى لفظ « عشر » مىبايد از حيث تذكير و تأنيث همان عملى