إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٤٥٥ - جريان احتياط در عبادات نيازى به اخبار من بلغ ندارد
فإنه يقال: إن الأمر بعنوان الاحتياط و لو كان مولويا لكان توصليا، مع أنه لو كان عباديا لما كان مصححا للاحتياط، و مجديا في جريانه في العبادات كما أشرنا إليه آنفا(١).
به حساب مىآيد يعنى همانطور كه نماز شب مستحب است اين نماز هم، يك عمل مستحب مىشود كسى كه نماز شب را مىخواند نمىگويد من آن را بهعنوان احتياط اتيان مىكنم بلكه مىگويد: «صلاة الليل مستحبّة» در مورد اين نماز خاص هم، مسئله چنين است.
مستشكل طبق اين مبنا ايراد نمىكند بلكه ايراد او طبق مبناى دوّم است.
ب- اخبار «من بلغ» بهعنوان احتمال ثواب، دلالت بر استحباب مىكند نه به عنوان خود عمل. يعنى اخبار من بلغ نمىگويد آن دو ركعت نماز مستحب است بلكه مىگويد چون در آن نماز احتمال ثواب هست، شما بهعنوان محتمل الثواب مىتوانيد آن نماز را بخوانيد.
به عبارت ديگر: شما بهعنوان احتياط مىتوانيد آن دو ركعت نماز را بخوانيد بنابراين، اتيان به آن عمل، بهعنوان «احتياط» است مانند سائر اوامر احتياطى.
نتيجه: شما نگوئيد با آمدن اخبار من بلغ، بساط «احتياط» برچيده مىشود.
تذكر: ما تاكنون اوامر احتياط را ارشادى مىدانستيم امّا در اين اشكال، مستشكل مىگويد: لو قيل بانها للطلب المولوى ... يعنى اگر اوامر احتياط ارشادى نباشند بلكه جنبه «مولويّت» داشته باشند.
(١)مصنّف دو جواب از ايراد مذكور بيان مىكنند:
١اكنون كه شما استحباب احتياط را درست كرديد ما از شما سؤال مىكنيم كه امر