إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٨٤ - كيفيت استدلال به حديث رفع
اسناد مجازى است. در حديث رفع هم يك اسناد غير حقيقى و مجازى بكار رفته است.
مرحوم شيخ در استدلال به حديث رفع به اتّحاد سياق روايت اتّكا مىكنند كه: چون مراد از «ما» ى موصوله در «ما اضطرّوا اليه» و اشباه آن «فعل و عمل» خارجى است. لذا مىگوئيم مراد از «ما» در «رفع ما لا يعلمون» هم «فعل و عمل» خارجى است.
سؤال: در شبهه حكميّه و در شرب تتن، عمل خارجى مجهول چيست؟
جواب: در شبهات حكميّه، حكم، مشكوك، و مجهول است نه عمل خارجى لذا بايد گفت حديث رفع منحصر به شبهات موضوعيّه مىشود چون در شبهه موضوعيّه، عنوان عمل، مشكوك است خلاصه بخاطر اتّحاد سياق روايت، مراد از «ما» ى موصوله فعل خارجى است در نتيجه بايد يا قائل به تقدير شد و يا اينكه بگوئيم در روايت، مجاز در اسناد هست (و حديث رفع مختصّ به شبهات موضوعيّه مىشود).
تذكّر: كأنّ مرحوم آقاى آخوند مىفرمايند كه چه لزومى دارد رعايت اتّحاد سياق را بكنيم و ناچار شويم حديث را منحصر به شبهه موضوعيّه بدانيم؟ بلكه مىگوئيم در رفع ما لا يعلمون مراد از كلمه «ما»، «حكم» است و حديث رفع، هم ناظر به شبهات حكميّه و هم ناظر بر شبهات موضوعيّه است و استدلال به حديث رفع كامل و تمام مىباشد.
و در ساير فقرات مقصود از كلمه «ما» فعل خارجى است و قائل به تقدير يا مجاز مىشويم.
تا اينجا استدلال به حديث رفع تمام شد، اكنون مصنّف درباره بعضى از فقرات حديث اين بحث را تعقيب و تكميل مىكنند.