إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٠١ - ايراد بر مصنف
و ثانيا: إنه إنما المراد بتصديقه للمؤمنين، هو ترتيب خصوص الآثار التي تنفعهم و لا تضر غيرهم، لا التصديق بترتيب جميع الآثار، كما هو المطلوب في باب حجية الخبر، و يظهر ذلك من تصديقه للنمّام بأنه ما نمّه، و تصديقه للّه تعالى بأنه نمّه(١).
درحالىكه جبرئيل براى پيغمبر وحى آورده بود و او حقيقت را مىدانست و اصلا معنا ندارد كه با وجود وحى، پيغمبر در مورد نمّام، احتمال صدق بدهد.
(١)- ٢قبل از بيان اشكال دوّم ببينيم معناى صدّق العادل كه خلاصه ادله حجّيّت خبر واحد است چيست؟
اگر واقع براى من و شما مشخص باشد ما تمام آثار- نفعى و ضررى- آن را مترتّب مىكنيم معناى صدّق العادل، هم اين است كه ما بايد قول عادل را واقع فرض كنيم كأنّ بگوئيم ما واقع و لوح محفوظ را مىبينيم لذا بايد تمام آثار را برآن مترتّب نمائيم.
مرحوم مصنّف مىفرمايد: معناى تصديق مؤمنين در اين آيه با معناى صدّق العادل تفاوت دارد مخصوصا با ملاحظه شأن نزول آيه كه آن مرد نمام خدمت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله آمد و عرض كرد من نمّامى نكردهام و رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله در جواب فرمودند بسيار خوب، تو نمّامى نكردهاى و اثرى را كه بنفع مخبر له بود برآن خبر مترتّب نمود كأنّ فرمودند ايذا و اذيتى نسبت به تو در ميان نيست امّا تمام آثار را برآن خبر بار نكرد كه مثلا اگر كسى از نبىّ اكرم مىپرسيد، آيا او نمّامى كرده است يا نه، پيغمبر چه مىفرمود؟
آيا مىفرمود او نمّامى نكرده است؟ خير.
درحالىكه جبرئيل به نبى اكرم خبر داده بود كه او نمّامى كرده است. پس معناى تصديق در اين آيه ترتيب تمام آثار برآن خبر نيست. ولى در مورد حجّيّت خبر واحد بايد تمام آثار آن خبر را پذيرفت.