إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٦٣ - آيه نبأ
در مفهوم و منطوق بايد متحد باشند باين ترتيب كه مثلا در مفهوم شرط، در صورت ثبوت شرط، حكم براى موضوع ثابت است و در صورت انتفاء شرط، همان حكم از همان مفهوم، سلب مىشود بنابراين در مفهوم و منطوق بايد موضوع و محمول متحد باشند فقط در سلب و ايجاب تفاوت داشته باشند.
مثال: إن جاءك زيد فأكرمه، در اين قضيّه شرطيّه موضوع، «زيد» مىباشد و حكم «وجوب اكرام» است و شرط هم «مجىء زيد» است كه در صورت تحقّق مجىء، وجوب اكرام زيد ثابت مىشود و در صورت انتفاء مجىء، وجوب اكرام زيد منتفى مىگردد.
٢ما قضاياى شرطيهاى داريم كه مىگويند براى تحقّق موضوع هست (سيقت لبيان تحقّق الموضوع) معناى اين نوع قضايا چيست؟
يعنى حكمى را براى موضوعى بيان كنند و بگويند اگر فلان شرط محقّق شد موضوع هم محقّق است و چنانچه شرط تحقّق نداشته باشد موضوع هم محقّق نمىباشد و واضح است كه وقتى موضوع محقّق شد حكم ثابت مىشود.
اينگونه قضايا يا مفهوم ندارد و اگر كسى اصرار كند كه داراى مفهوم است، مىگوئيم مفهومش قضيّه سالبه به انتفاء موضوع است مثال: ان رزقت ولدا فاختنه- يعنى اگر خداوند تبارك و تعالى فرزندى به تو عنايت كرد واجب است، او را ختنه كنى.
در اين قضيّه موضوع، «وجود ولد» است و حكم، «وجوب ختان» مىباشد اين قضيّه مىگويد موضوع وجوب ختان در صورتى محقّق مىشود كه خداوند فرزندى به شما عنايت كند و اگر خداوند فرزندى به شما نداد موضوعى براى وجوب ختان وجود ندارد.
اين قضيهاى است كه مىگويند: سيقت لبيان تحقّق الموضوع.
مثال ديگر: ان ركب الأمير فخذ ركابه. اگر امير سوار بر مركب شد تو ركاب او را