إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٦١ - ايراد بر مصنف قدس سره
بل عدم صدور فعل منه في بعض افراده بالاختيار، كما في التجري بارتكاب ما قطع أنه من مصاديق الحرام، كما إذا قطع مثلا بأن مائعا خمر، مع أنه لم يكن بالخمر(١).
ايشان مىفرمايند بعد از آيات، روايات و وجدان، نيازى به اين برهان نيست بعلاوه اين برهان قابل مناقشه و فاسد است.
زيرا اينكه عاصى استحقاق عقوبت دارد بخاطر اين نيست كه قطع او موافق واقع بوده بلكه براى اين است كه اختيارا مثلا شرب خمر نموده و مبغوض مولا را اتيان كرده است و اكراه و اضطرارى هم نداشته است.
امّا متجرّى، آيا مبغوض مولا را ايجاد نموده است؟ او يقين پيدا كرده است كه فلان مايع خمر است و شرب نموده است ولى در واقع آب بوده است مگر يقين و اعتقاد، يك عمل غير مبغوض مولا را مىتواند مبغوض مولا قرار دهد؟ خير.
خلاصه: ممكن است گفته شود فرق عاصى و متجرّى در اين است كه عاصى، مبغوض مولا را اتيان نموده است امّا متجرّى چنين عملى را مرتكب نشده است.
(١)اكنون مرحوم آقاى آخوند كلمه «بل» ترقى بكار مىبرند كه: متجرّى نه تنها عمل مبغوض مولا را اتيان ننموده است بلكه در بعض از صور هيچگونه عمل اختيارى از او تحقّق پيدا نكرده است زيرا او قطع پيدا كرده است فلان مايع خارجى خمر است و آن را نوشيده است درحالىكه «فى الواقع» عمل او شرب الماء بوده است يعنى اين از باب «ما قصد لم يقع و ما وقع لم يقصد» است. آنچه را كه او اراده كرده، شرب خمر بوده است امّا آنچه واقعيّت داشته است شرب الماء بوده است.
خلاصه: از فرد عاصى عمل اختيارى مبغوض مولا صادر شده است امّا از متجرّى فعل اختيارى مبغوض مولا سر نزده است.