إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٩٥ - كيفيت استدلال
لا يقال: قد علم به وجوب الاحتياط(١).
فإنه يقال: لم يعلم الوجوب أو الحرمة بعد، فكيف يقع في ضيق الاحتياط من أجله؟ نعم لو كان الاحتياط واجبا نفسيا كان وقوعهم في ضيقه بعد العلم بوجوبه، لكنه عرفت أن وجوبه كان طريقيا، لأجل أن لا يقعوا في مخالفة الواجب أو الحرام احيانا، فافهم(٢).
و مسئله تقدّم مطرح نيست.
(١)اشكال: مفاد حديث سعه اين است كه مردم تا زمانى كه حكم الهى را نمىدانند در وسعت هستند امّا مستشكل مىگويد دليل احتياط چراغ راه ماست و لذا ما جاهل نمىباشيم تا به حديث سعه تمسّك كنيم لذا دليل احتياط، بر حديث سعه مقدّم و احتياط واجب است.
(٢)جواب: اگر دليلى بر احتياط داشته باشيم بر حديث سعه مقدّم نمىباشد زيرا دليل احتياط ما را در مضيقه قرار مىدهد ولى حديث سعه ما را در وسعت و عدم ضيق قرار مىدهد بلكه اين دو دليل با يكديگر معارض مىباشند.
چرا دليل احتياط بر حديث سعه مقدّم نيست؟
آيا با وجوب احتياط عدم العلم و جهل ما از بين مىرود و ما عالم مىشويم؟ خير.
فرض كنيد در شرب تتن احتياط واجب است آيا اين وجوب احتياط جهل ما را نسبت به حكم واقعى شرب تتن زائل مىكند؟ با وجوب احتياط جهل و ترديد ما بحال خود باقى است لذا مىگوئيم حكم واقعى براى ما مجهول است و احتياط ما را در مضيقه قرار مىدهد، ولى حديث سعه ما را در وسعت قرار مىدهد لذا بين اين دو تعارض هست.
آرى اگر ادله احتياط دلالت بر وجوب نفسى احتياط بكند و بگويد در شبهه وجوبيّه و تحريميّه احتياط يك واجب نفسى است مانند ساير واجبات نفسى، در اين صورت بين حديث سعه و دليل احتياط تعارض نيست زيرا:
حديث سعه مىگويد نسبت به آنچه كه نمىدانيد در سعه هستيد امّا دليل احتياط كه