إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٨٧ - كيفيت استدلال به حديث رفع
صورت: آيا مقصود از اثر، آثارى است كه روى فعل و موضوع بعنوان «اوّلى» و «ثانوى» مترتّب شده است يا اينكه تنها آثار عنوان اوّلى را برمىدارد [١].
مثال: چنانچه كسى مضطرّ به شرب خمر شود در اين عمل و فعل خارجى (شرب) دو عنوان وجود دارد:
الف- عنوان اوّلى كه عبارتست از شرب الخمر، و آثار عنوان اوّلى، مسئله حرمت و استحقاق حد و هشتاد تازيانه است.
ب- عنوان ثانوى كه عبارتست از مضطرّ اليه بودن اين عمل.
مرحوم آقاى آخوند مىفرمايند: حديث رفع آثارى را كه بر عنوان اوّلى مترتّب است برمىدارد يعنى كسى كه مضطر به شرب خمر شده است نه، مرتكب فعل حرامى شده است و نه استحقاق حد و تازيانه دارد امّا اگر اثرى بر عنوان ثانوى «اضطرار» مترتّب باشد حديث رفع آن اثر را نمىتواند بردارد چرا؟
زيرا اگر اثرى بر عنوان ثانوى اضطرار ثابت باشد معنايش اين است كه اين اضطرار اقتضاء وجود و ثبوت آن اثر را دارد آنوقت مىگوئيم «اضطرارى» كه اقتضاء ثبوت اثرى را دارد ديگر نمىتواند همان «اضطرار» بعنوان حديث رفع، مقتضى رفع و نفى آن اثر باشد.
آيا عنوان ثانوى (اضطرار) مىتواند هم مقتضى ثبوت يك اثر باشد و هم مقتضى رفع آن اثر؟ خير.
مثال: از طرفى حديث نبوى مىگويد: رفع الخطاء يعنى «اثر» خطا مرفوع است و از طرف ديگر آيه شريفه مىفرمايد: وَ مَنْ قَتَلَ مُؤْمِناً خَطَأً فَتَحْرِيرُ رَقَبَةٍ ... [٢]
[١]ظاهرا تمام فقرات حديث رفع عنوان ثانوى ندارد مانند حسد و طيره.
[٢] سوره نساء: ٩٢.