إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٣٢٨ - وجه سوم
بودنش ثابت است.
مرحوم مصنّف مىفرمايند، مستدل در ذيل كلامش تصريح كرده كه مقصود من سنّت حاكيه است يعنى موظّف هستيم به كتاب و روايات مراجعه كنيم. لذا ما بجاى «سنّت» كلمه روايات را بكار مىبريم.
مقتضاى اينكه واجب است ما تا روز قيامت به اخبار (سنّت حاكيه) مراجعه كنيم اين است كه:
يك قسمت از اين روايات حجّيّت دارند و متيقّن الاعتبار هستند در غير اين صورت معنا ندارد كه ما موظّف باشيم كه مثلا به كتاب وسائل مراجعه كنيم و حتّى يكى از روايات آن حجّيّت نداشته باشد وقتى مسلّم شد كه بايد به روايات (سنّت حاكيه) مراجعه كنيم مىبينيم در اين روايات تعداد اخبار قطعى الصّدور كم است و يا فرضا روايت معلوم الصّدور وجود ندارد.
البتّه ما اينجا روى علم به صدور روايات اتّكا نمىكنيم بلكه اتكاء ما روى اين است كه تا روز قيامت مكلّف هستيم به روايات مراجعه كنيم.
يك قسمت از اين روايات متيقّن الاعتبار هستند. لذا ابتدا به رواياتى تمسّك مىكنيم كه حجّيّتشان مسلم است و رواتش هم عادل و مزكّى به تزكيه عدلين هستند.
اگر ديديم اين روايات وافى به فقه هستند ديگر مشكلى نداريم چون به روايات متيقّن الاعتبار تمسّك مىكنيم. [١]
چنانچه وافى به فقه نبودند در درجه بعد به رواياتى مراجعه مىكنيم كه مثلا حد اقلّ
[١]و الا اضيف اليه الخبر المتيقّن اعتباره بالاضافة الى ما سواه كالخبر الصّحيح بالنسبة الى الموثّق و الموثّق بالنسبة الى الحسن و هكذا لو كان ... ر. ك عناية الاصول ٣/ ٢٧١.