إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٦٦ - استدلال مصنف به آيه نبأ
مع أنه يمكن أن يقال: إن القضية و لو كانت مسوقة لذلك، إلا أنها ظاهرة في انحصار موضوع وجوب التبين في النبأ الذي جاء به الفاسق فيقتضي انتفاء وجوب التبين عند انتفائه و وجود موضوع آخر(١).
فتدبر(٢).
«يجب التبيّن عن طبيعة النّبأ ان كان الجائى به هو الفاسق». در نتيجه منطوق آيه نبأ چنين است:
«خبرى كه به شما مىرسد اگر فرد فاسقى آن خبر را بيان مىكند درباره آن خبر تحقيق كنيد» و مفهوم آيه چنين مىشود:
خبرى كه به شما مىرسد اگر فرد فاسقى آن را، اخبار ننموده است تحقيق درباره آن لازم نيست (البتّه واضح است كه مخبر گاهى عادل است و گاهى فاسق).
و مفهوم شرط درست مىشود و اشكالى كه براى مرحوم شيخ وجود داشت بر اين استدلال وارد نمىباشد.
پس تا اينجا مفهوم شرط درست شد و اشكالى به استدلال آيه نبأ (از طريق مفهوم شرط) وجود ندارد.
(١)مرحوم مصنّف به بيان مرحوم شيخ اشاره مىكنند كه:
اگر تقريب مرحوم شيخ را بپذيريم و بگوئيم موضوع اين قضيّه شرطيّه خبر فاسق است و در نتيجه قضيّه شرطيّه در آيه نبأ براى بيان تحقّق موضوع است باز هم راه ديگرى وجود دارد كه براى حجّيّت خبر عادل به آن تمسّك كنيم كه:
چون خداوند در مقام بيان آن چيزهائى بوده كه تبيّن از آن واجب است و در اين مقام، وجوب تبيّن را منحصر در خبر فاسق نموده است لذا از اين انحصار مىفهميم كه تفحّص و تبيّن از خبر فاسق لازم است ولى تحقيق از خبر عادل واجب نيست.
(٢)شايد اشاره به اين باشد كه:
عرف چنين انحصارى را از آيه شريفه استفاده نمىكند.