إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٤٢ - امر سوم تواتر منقول يا نقل متواتر
به آن پيدا مىكند.
و گاهى فردى در مسئلهاى نقل تواتر مىكند و مىگويد: «هذا الحكم متواتر» مثلا او از صد نفر حكمى را شنيده يا در كتب فقهى ديده است.
آيا تواتر منقول اثرى دارد؟
مبناى تواتر كه انسان از آن علم پيدا مىكند اين است كه:
عدّهاى خبرى را بگويند كه بحسب عادت ممتنع باشد كه آنها با يكديگر تبانى بر كذب كرده باشند.
در نقل تواتر هم مانند اجماع منقول بايد ديد كه ناقل تواتر از قول چند نفر برايش علم پيدا شده است.
مثلا اگر از قول صد نفر برايش علم حاصل شده است در اين صورت بايد منقول اليه هم ببيند كه آيا از آن مقدار، علم برايش پيدا مىشود يا نه اگر منقول اليه در نقل اين مقدار، علم پيدا مىكند در اين صورت آن نقل تواتر از نظر مسبّب (مخبر به) براى منقول اليه حجّيّت دارد.
امّا اگر منقول اليه مىبيند كه ناقل تواتر آدم خوشباورى بوده است و از قول صد نفر برايش علم حاصل شده است درحالىكه خودش اين مقدار را سبب حصول علم نمىداند، در اين صورت اثر نقل تواتر اين است كه نقل را به لحاظ اخبار همان صد نفر (سبب) مىتواند منشأ اثر قرار بدهد امّا بلحاظ مسبّب (صدق مخبر به) اثرى ندارد.
منقول اليه مىتواند اخبار و قرائن و شواهد ديگرى به آن نقل اضافه كند كه باعث حصول علم براى خودش بشود.
امّا اگر منقول اليه قرائن و اخبار ديگرى نداشته باشد اين نقل تواتر از نظر مسبب و صدق مخبر به اثرى ندارد.