إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٣٥ - خلاصهاى از مباحث گذشته
در خبر واحد اگر مخبر به تمام السّبب باشد بلافاصله رأى معصوم را ثابت مىكند.
و اگر مخبر به جزء السّبب هم باشد مانعى براى حجّيّت خبر واحد ايجاد نمىكند.
اگر رأى پنجاه نفر براى ما نقل شد و لو اينكه از رأى پنجاه نفر استكشاف رأى معصوم نشود لكن جزء المقتضى كه هست و مىشود يك آراء و قرائن و شواهد ديگرى به آن اضافه شود و در نتيجه ما حكم الهى را به دست آوريم.
البته شاهدى هم بر اين مطلب هست.
مثال- فرض كنيد ابو بصير، خبرى را از امام صادق عليه السّلام نقل كرده است و از طرفى مىدانيد كه در بين رواة چند نفر با كنيه ابو بصير داريم.
لكن راوى ديگرى مىگويد آن ابو بصيرى كه در فلان روايت آمده است همان ابو بصير ثقه است و خصوصيّاتش چنين است و اين ابو بصير آن ابو بصيرى نيست كه مجهول الحال است.
در اين صورت اين راوى دوّم با اينكه حكم شرعى يا موضوع حكم شرعى را نقل نكرده است (بلكه خصوصيّات ابو بصير را از قول امام عليه السّلام براى ما نقل كرده است) در عين حال روايتش حجّت است چون مقدارى اثر دارد و اثرش اين است كه راوى دوّم خصوصيّات آن ابو بصيرى را كه از امام عليه السّلام سؤال كرده است براى ما بيان مىكند و در نتيجه ما به روايت ابو بصيرى كه از امام عليه السّلام روايتى را نقل كرده است ترتيب اثر مىدهيم.
و يا اينكه گاهى در روايتى از يك قضيّه سؤالى مىشود و انسان خصوصيّات آن قضيّه را نمىداند درحالىكه دانستن خصوصيّات آن قضيّه در فهميدن مراد امام دخالت دارد، در اين صورت اگر راوى ديگرى خصوصيّات آن قضيّه را براى ما بيان كند قول او براى ما حجّت است با اينكه روايت دوّم يك اثر شرعى را بيان نكرده است بلكه خصوصيّات مربوط به سؤال در يك روايت ديگر را از امام عليه السّلام سؤال كرده و براى