إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٢٨ - امر سوم كدام قسم از اجماعات حجت است
و اما إذا كان نقله للمسبب لا عن حس، بل بملازمة ثابتة عند الناقل بوجه دون المنقول إليه ففيه إشكال، أظهره عدم نهوض تلك الأدلة على حجيته، إذا المتيقن من بناء العقلاء غير ذلك، كما أن المنصرف من الآيات و الروايات ذلك، على تقدير دلالتهما، خصوصا فيما إذا رأى المنقول إليه خطأ الناقل في اعتقاد الملازمة (١)
را پذيرفتهاند در اين صورت اين نوع اجماع مشمول ادله حجّيّت خبر واحد هست.
زيرا اگر فرضا هر دو قاعده لطف را پذيرفتهاند و اتّفاق علماى يك عصر را كاشف از رأى معصوم مىدانند، در اين صورت ناقل اجماع يك امر محسوسى را بصورت خبر در اختيار منقول اليه قرار داده است (چون اتّفاق علماى يك عصر امر محسوسى است) و منقول اليه لازم نيست تتبّع بكند و آن را به دست آورد. بلكه مىتواند آثار مربوط به آن را مترتّب نمايد.
(١)- ٣ اگر كسى در اجماع منقول، مسبّب (رأى امام) را نقل كند لكن نه از روى حس (اجماع دخولى را قائل نيست) بلكه قائل به ملازمه عقلى يا عادى يا اتّفاقى هست (اجماع نوع دوّم يا سوّم را قبول دارد).
مثلا ناقل، مسبّب را از راه قاعده لطف به دست آورده است امّا اين قاعده براى منقول اليه ثابت نيست.
خواه قاعده لطف برايش ثابت نشده باشد و يا اينكه اصلا بطلان قاعده لطف براى او ثابت باشد.
در اين صورت آيا اين نوع اجماع مشمول ادله حجّيّت خبر واحد است؟
ايشان مىفرمايند در اين مسئله اشكال هست و اظهر اين است كه اين نوع اجماع مشمول ادله حجّيّت خبر واحد نيست مخصوصا وقتى كه منقول اليه مبناى ناقل را باطل مىداند زيرا مهمترين دليل حجّيّت خبر واحد بناى عقلا است.
بناى عقلا يك دليل غير لفظى است و بايد قدر متيقّن آن را اخذ نمود و قدر