إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢١٣ - آيا قول لغوى حجت است
نعم نسب إلى المشهور حجية قول اللغوي بالخصوص في تعيين الأوضاع، و استدل لهم باتفاق العلماء بل العقلاء على ذلك، حيث لا يزالون يستشهدون بقوله في مقام الاحتجاج بلا إنكار من أحد، و لو مع المخاصمة و اللجاج، و عن بعض دعوى الإجماع على ذلك(١).
مَرْضى أَوْ عَلى سَفَرٍ أَوْ جاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغائِطِ أَوْ لامَسْتُمُ النِّساءَ فَلَمْ تَجِدُوا ماءً فَتَيَمَّمُوا صَعِيداً طَيِّباً* مثلا نمىدانيم مراد از كلمه «صعيد» مطلق وجه الارض است يا اينكه مقصود يك نوع خاك خالص است.
حكم اين فرض چيست؟
در اين صورت اصل اوّلى در باب ظنون اقتضا مىكند كه نمىتوان به اصالة الظّهور تمسّك نمود زيرا كسى كه جاهل به معنى است، ظهورى برايش تحقّق ندارد اصل اوّلى در ظنون، هنگام شك در حجّيّت آنها، عدم حجّيّت است، (اصالة عدم حجّيّت الظّن) و اگر مظنّه به يك معنائى پيدا شد در نتيجه مظنّه به ظهور لفظ پيدا مىشود امّا دليلى بر حجّيّت اين مظنّه وجود دارد؟
خير- همان اصل اوّلى در ظنون، مقتضى عدم حجّيّت است و ما در فرض اوّل اين بحث گفتيم كه اگر ظهور را احراز كنيم حجّيّت دارد امّا ظنّ به ظهور فائدهاى ندارد.
آيا قول لغوى حجّت است
(١)- مرحوم آقاى آخوند مىفرمايند: به مشهور نسبت دادهاند كه اگر از قول لغوى و مراجعه به كتاب لغت براى انسان مظنّهاى پيدا بشود (كه مثلا معناى كلمه «صعيد» مطلق وجه الأرض است) اين ظنّ به ظهور يكى از ظنون خاصّه است و دليل بر اعتبارش قائم شده است.
همانطور كه اصالة الظهور يكى از ظنون خاصّه و امارات معتبره است، ظنّ