إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ٢٠ - آيا مباحث قطع جزء علم اصول است؟
با يكديگر مشترك مىباشند پس اماره عنوان اعمّى است.
«قطع» يك طريق و يك كاشف تام است لذا لازم نيست يك دليل شرعى آن را حجّت قرار دهد بلكه قطع داراى حجيّت ذاتى است بنابراين مىتوان گفت: «القطع امارة معتبرة عقلا لا شرعا».
امّا «ظن» داراى كاشفيّت و طريقيّت ناقص است لذا نياز به پشتوانهاى دارد كه شرع يا در بعضى از موارد، عقل براى آن حجيّت را جعل نمايد بنابراين مظنّه از دو راه مىتواند واجد حجيّت باشد:
١بوسيله يك دليل شرعى مانند: خبر واحد ٢- گاهى هم عقل حكم به حجيّت مظنّه مىكند مانند: ظنّ انسدادى بنا بر حكومت كه بيان اين مسئله بزودى روشن مىگردد و در بحث انسداد مفصّلا بحث خواهيم نمود.
مرحوم مصنّف مىفرمايند: قبل از بيان امارات، مناسب است مقدارى درباره قطع و آثارش بحث نمائيم كه مثلا:
١آيا پيروى از قطع، باعث استحقاق ثواب مىشود؟
٢آيا بدنبال مخالفت با قطع استحقاق عقاب مطرح مىباشد؟
٣آيا قطع شخص قطّاع حجّت است؟
آيا مباحث قطع جزء علم اصول است؟
خصوصيّات سهگانه فوق از مسائل علم اصول خارج است و مناسبت و شباهت كامل با مسائل علم كلام دارد و در عين حال مناسبتى هم با علم اصول دارد بنابراين ما بايد در سه جهت بحث كنيم:
١چرا مسائل مربوط به احكام قطع از مسائل علم اصول خارج است؟
٢چرا مشابهت كامل با مسائل علم كلام دارد؟