إيضاح الكفاية - فاضل لنكرانى، محمد - الصفحة ١٢٥ - آيا علم اجمالى مانند علم تفصيلى، علت تامه براى تنجز تكليف است؟
ما جواب اشكال (لا يقال) را درست كنيم عبارت ايشان را چنين توجيه مىكنيم كه شبهه غير محصوره دو نوع است ١- جائى كه تكليف از جميع جهات فعليّت ندارد و آن موردى است كه اگر بخواهيم احتياط را رعايت كنيم باعث اختلال نظام مىشود كه خود عقل اجازه مخالفت مىدهد.
٢شبهات غير محصورهاى داريم كه اگر بخواهيم احتياط كنيم مشكلى پيش نمىآيد و آن تكليف فعليّت من جميع الجهات دارد و نقصى در آن تكليف فعلى نمىباشد.
اكنون به خود مستشكل مىگوئيم كه:
در صورتى كه تكليف فعليّت من جميع الجهات دارد اين فرض را چگونه حل مىكنيد. هر جوابى را در اين صورت داشتيد همان جواب را در صورت علم اجمالى (شبهه محصوره) بگوئيد.
البته در شبهه بدويّه هم براى درست كردن عبارت بايد دو نوع شبهه بدوى تصوّر كرد.
١شبهه بدوى كه تكليف فعليّت من جميع الجهات ندارد و آن در موردى است كه هم برائت عقليّه و هم برائت شرعيّه جارى مىشود.
٢شبهات بدويّهاى كه و لو شك، بدوى است لكن بين عقل و نقل فرق است يعنى عقل حكم به برائت نمىكند و تكليف فعليّت من جميع الجهات دارد مع ذلك شارع دستور به برائت مىدهد- شما اين مورد را چگونه حل مىكنيد؟
مثال: در اقل و اكثر ارتباطى (روى مبناى خود مرحوم آقاى آخوند) برائت عقلى جارى نمىشود امّا برائت شرعيّه جريان پيدا مىكند و شارع اجازه مخالفت داده است.
كيف المقال در اطراف شبهه غير محصوره كه قطع به تكليف فعلى من جميع الجهات داريد؟