کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٢٥٧ - و ديگر غزوه احد است
پيغمبر ٦ در آمده ديدند كه أصحاب گرد آن حضرت برآمدهاند، خالد با همراهان گفت كه: آنچه مطلوب شما بود همه اينجا جمع شدهاند پس همه بيكبار حمله آريد تا ايشان را از پيش برداريم ايشان هجوم آوردند بعضى بشمشير و بعضى به تير زور آوردند و در ميان ايشان درآمدند و اصحاب نيز روى بقتال آوردند تا هفتاد كس از أصحاب رسول اللَّه ٦ كشته شدند، و بسيارى روى بگريز نهادند.
و امير المؤمنين (ع) پاى ثبات استوار كرد و با ابو دجانه دفع أهل شرك از پيغمبر ميكردند، پيغمبر در ميان گرد چشم مبارك گشود على را ديد فرمود كه: يا على مردمان كجا رفتند و چه كردند فرمود كه: نقض عهد كرده پشت دادند، فرمود كه: شر اينها را از من كفايت كن كه اينان قصد جانب من دارند، آن حضرت حمله برد بطرف ايشان و بضرب مردى و جوانمردى آن سگان باديه ضلالت را از شهسوار عرصه رسالت دور كرده متفرق ساخت، از جانب ديگر كه زور آوردند آن حضرت چون شير غران دوران بجانب آن دو نان تاخته كار ايشان را نيز پرداخت، و ابو دجانه و سهل هر دو بر سر آن حضرت ايستادند، و بضرب شمشير بران ايشان را از رسول اللَّه ٦ دفع ميكردند.
و امير المؤمنين (ع) اطراف و جوانب رسول اللَّه ٦ را ملاحظه فرموده آنچه نهايت شجاعت و جلادت بود بتقديم رسانيد تا چهارده كس از گريختگان بازآمدند از آن جمله طلحة بن عبيد اللَّه، و عاصم بن ثابت بود، و باقيان بكوه بالا رفتند و منادى فرياد كرد بجانب مدينه كه رسول اللَّه ٦ كشته شد، چون اين آوازه در مدينه افتاد دلهاى مردم از جاى خود بيرون رفتند، و گريختگان حيران و سرگردان ماندند و بجانب چپ و راست خود ملاحظه مىنمودند يار و ياورى نمىديدند.