کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٥٥٤ - فصل
و مروت و عفت، و مثل اين شخص نزد ايشان صادق القول خواهد بود، پس روايتى كه كند صحيح باشد قطعا، زيرا كه زمان دراز است، و مخبر راست، و مصنف له گردن كش، پس چگونه اقدام تواند نمود بر تصنيف كتابى كه باسم خليفه باشد، و در او چيزى بود كه نقيض مذهب و مخالف اعتقاد خودش باشد، بآن كه جمع كند در او چيزى چند كه رد بر او راه يابد، و دين دارى بطريقى نموده كه اميد فوز دارد در آخرت.
زبير بن بكار روايت كند از عم خودش مصعب كه او روايت كرده از عبد اللَّه بن مصعب كه وكيلى از قبل مونسه آمد نزد شريك بن عبد اللَّه القاضى با خصمى كه او را بود، آنگاه وكيل بر او استيلا جسته حمله كرد و سخنان درشت گفت، شريك گفت بوكيل كه: دست بدار از اين و او را زجر نمود بكلمات زشت كه امور مونسه بمن متعلق است تو شايسته وكالت او نيستى، و فرمود كه: او را از آنجا راندند و او بفضيحت هر چه تمامتر بازگشته شكايت شريك را پيش مونسه برد، مونسه رقعه نوشت بمهدى خليفه مشتمل بر شكايت شريك و آنچه با وكيل او بفعل آورده، مهدى او را از قضا عزل كرد، و پيش از آن نيز مهدى با وى سخنان درشت غليظ گفته بود كه روا نيست كه مثل تو والى و حاكم احكام مسلمين باشد گفت: چرا اى امير مؤمنان؟ گفت: از جهت خلاف تو جماعت را و بسبب قول تو بامامت، گفت: من ندانستم دين را مگر از جماعت پس چگونه مخالف آنها باشم و از ايشان اخذ كرده باشم دين خود را، و اما امامت من امامى را نميشناسم غير از كتاب الهى و سنت نبوى كه ايشان امام منند، و بر ايشانست عقد من.
و أما آنكه تو ميگوئى كه روا نيست كه مثل من حاكم مسلمانان باشد اين چيزيست كه شما