کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ١٩٠ - بيت
|
مواليك ناج مؤمن بين الهدى |
و قاليك معروف الضلالة مشرك |
|
|
و لا لحانى في على و حزبه |
فقلت لحاك اللَّه انك اعفك |
|
يعنى دوست ميدارم آن كسى را كه وفات يافته از اهل محبت امير المؤمنين (ع) كه او را استقبال مينمايد به بشارت در حالت رحلت كه او خندان و شادان است، و كسى كه مرد كه دوست داشته غير او را از دشمنان او پس مر او را طريقى نيست مگر به آتش سوزان كه طريق و مسلك اوست، اى ابا الحسن فداى تو باد نفس و جان و مال من و هر چه بامداد ميكنم در زمين كه مالك آنم، اى ابا الحسن بدرستى كه من بفضل و كمال تو عارفم و آن را ميدانم و بدرستى كه من بحبل مودت كسى كه دوست تست چنگ زدهام، و تو وصى مصطفى و پسر عم برگزيده اوئى و ما دشمن ميداريم دشمنان ترا و ميگذاريم ايشان را، موالى و محب تو از اهل نجاتست كه مؤمن ظاهر الهداية است و دشمن تو معروف و مشهور است ضلالت او كه مشرك است، زشت گوينده و هلاك جوينده زشتى و هلاك مرا ميخواهد در دوستى على و گروه او پس من ميگويم كه هر آينه كه حق سبحانه و تعالى ترا زشت و هلاك گرداند كه تو احمقى، و بدتر از آن حماقتى نيست كه دوستى غير را بر امير المؤمنين ٧ اختيار كند.
و از جعفر بن محمد (ع) روايتست كه چون روز قيامت قايم گردد منادى از بطنان عرش ندا كند كه كجاست خليفه خداى تعالى كه در زمين او اجراى احكام او مىكرد؟ داود پيغمبر (ع) برخيزد، از جانب حق تعالى يكى ندا كند كه ما ترا اراده نكرديم اى داود و اگر چه تو از قبل الهى خليفه بودى، بعد از آن ديگر منادى ندا كند كه كجاست خليفة اللَّه في ارضه پس آن زمان امير المؤمنين (ع) برخيزد آنگاه از قبل حق جل و علا ندا آيد كه اى معشر خلايق اين على بن ابى طالب ٧ است خليفه بارى تعالى است در بلاد او و حجت اوست بر عباد او، پس هر كه چنگ در زده باشد در دار دنيا بحبل دوستى او پس درين روز هم ميبايد كه چنگ زند بحبل مودت او كه آفتاب نور روى او زمين دل او نورانى مىشود و بر اثر آن حضرت برود تا به بلندترين درجات جنات برسد