کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٣٧٦ - در ذكر كرامات و آنچه بر زبان آن حضرت جارى شده از مغيبات
(ع) سوار گشته بقصد قتال ايشان؛ سوارى دوانيده آمد كه يا أمير المؤمنين ايشان قصد و جاى شما را معلوم كرده از نهروان عبور كردند و روى بانهزام نهادند آن حضرت فرمود كه: تو ديدى كه عبور كردند؟ گفت: بلى، فرمود: بآن خداى كه مبعوث گردانيده محمد را ٦ كه ايشان از نهروان عبور نكردند و به قصر بنت كسرى نخواهند رسيد كه تمام بدست من مقتول شوند الا كمتر از ده كس كه فرار نمايند؛ و كشته نشوند از اصحاب من مگر كمتر از ده كس.
و روان گشته با ايشان بر كنار نهروان مقاتله كرد بطريقى كه سمت ذكر يافت، و جارى شد أمر بر وجهى كه در جميع آن آن حضرت اخبار فرموده بود، و ايشان عبور نكرده بودند از نهر، و اين وقايع مسطور است در تاريخ فتوح شام كه صاحب آن در كرامات آن حضرت نقل كرده.
و ديگر آنكه ابن شهر آشوب در كتاب خود ايراد نموده كه:
چون امير المؤمنين (ع) بكوفه فرمود، و از هر طرف رسل آمدند و يكى در ميان ايشان بملازمت آن حضرت قيام نمود، و در مواقف جنگ همراه مىبود و رغبت كدخدائى كرده زنى را بنكاح خود در آورد، يك روزى آن حضرت نماز صبح گزارده يكى را گفت كه برو بفلان موضع كه آنجا مسجدى است و بر جانب مسجد خانهايست كه مردى و زنى در آنجا آواز بلند كردهاند و با هم نزاع ميكنند ايشان را به پيش من برسان، او رفته روان هر دو را آورد، آن حضرت فرمود كه: امشب بچه سبب نزاع شما دراز كشيد؛ جوان گفت: يا امير المؤمنين من اين زن را خواستهام و تزويج كرده چون با او خلوت نمودم يافتم در نفس خود نفرتى از او كه مانع آن شد كه بوى نزديكى كنم و اگر توانائى