کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ١٦٦ - ذكر در بيان غزارت و كثرت علم آن حضرت
تصريح فرمود وقتى كه از ذى الثدية سؤال كردند و او را از ميان كشتگان بيرون آوردند و فرمود كه:
من هرگز دروغ زده نشدم و دروغ هم نگفتم چنانچه در محاربات آن حضرت اين قصه با تمامها مذكور خواهد شد ان شاء اللَّه تعالى.
و اختلافى كه در ميان امت وقوع يافته در باب آن حضرت بواسطه حسد و عناد جماعتى است كه با آن حضرت بظهور مىآوردند تا كار بقتل رسيد، و بعد از آن حضرت سر رشته عداوت بناسزا كشيد كه بر منابر مىگفتند نعوذ باللَّه من ذلك و خون ناحق أهل بيت و شيعيان ايشان در هر ناحيه مىريختند، و منع حقوق ايشان ميكردند، و تقرب ولات و حكام آن زمان بدماى ايشان مىجستند كه هيچ شهرى از شهرهاى اسلام نبود و هيچ جهتى از جهات نماند كه از أولاد پيغمبر در آنجا از كشته پشته نباشد، بمرتبه كه در قتل ايشان شريك بودند اموى و عباسى، و مساوى بودند در اخافت ايشان عدنانى و قحطانى و راضى شدند باذلال ايشان عراقى و شامى، آن شناعتى كه آن بدبختان با أهل بيت بظهور آوردند از كفار بوجود نيامد.
و آنها كه باقى ماندند در عالم پريشان و سرگردان مىگشتند كه قوت شب و خرقه از جهت پوشش نمىيافتند، و اگر ظاهر مىشدند مردم زمانه كين مىورزيدند، و ولات خون ايشان مىريختند، غرض كه ايشان از امت جفا كار اين ستمها كشيدند.
و بعضى از تأويلات كه بمدعاى هواى خود كردهاند و از مضمون كتاب و سنت تخلف نمودهاند كه مستحق عقاب ابدى و مستوجب عذاب سرمدى گشتهاند آنست كه بعضى از آيات كه در شأن