کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٣٨٦ - در ذكر كرامات و آنچه بر زبان آن حضرت جارى شده از مغيبات
پس أخذ فرمود بر او شرائط اسلام را و فرمود كه: چه چيز ترا بر اسلام داشت بعد از اقامت بسيار بر دينى كه داشتى؟ راهب گفت: يا امير المؤمنين اين دير را بنا كردهاند از براى كننده اين سنگ و بيرون آرنده آب از زير او، و عالمى بر آنجا گذشتند و اقامت كردند پيش از من و درك نكردند اين دولت را، حق سبحانه و تعالى اين شرف را روزى من كرد.
و ما يافتهايم در كتب خود و نيز شنيدهايم از علماء خود كه در اين موضع چشمه هست و بر او سنگى است كه نميداند كسى آن را مگر پيغمبر يا وصى پيغمبر، و لا بد است از ولى اللَّه كه دعوت كند خلايق را بحق كه بداند موضع اين سنگ را و قدرت بر قلع و كندن آن داشته باشد، و چون ديدم اينها همه از تو بظهور آمد محقق شد ما را كه تو بودى آنگه سالهاى دراز انتظار ميكشيديم و آرزوى آن داشتيم، شكر كن بمقصود خود رسيديم و من امروز مسلمان شدم بر دست تو، و ايمان دارم بحقيقت تو، و مولى و چاكر تو گشتم.
آن حضرت چون اين را از راهب شنيد گريست چنانچه محاسن مباركش از آب چشمش تر گشت و فرمود:
الحمد للَّه كه نبودهام نزد او از جمله فراموشان، و للَّه الحمد كه بودهام در كتب او از مذكوران.
بعد از آن اصحاب را طلب كرده فرمود كه: گوش كنيد و بشنويد كه برادر مسلم چه ميگويد، گوش كردند و شنيدند و حمد و شكر الهى بتقديم رسانيدند و از آنجا روان شدند، و راهب در خدمت آن حضرت در صفين قتال كرد تا شهيد شد، پس آن حضرت متولى نماز بر او و دفن او شد، و استغفار بسيار براى او فرمود، هر گاه او را ياد ميكرد مىفرمود كه او مولى و دوست من بود.