کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٤٠٣ - در ذكر بعضى از احاديث در هر باب در شأن آن حضرت
و نيز در مناقب آورده از عون بن أبى رافع كه او روايت كرده از على بن ابى طالب (ع) كه آن حضرت فرمود كه: من يك روزى رفتم نزد رسول اللَّه ٦ در وقتى كه مريض بود، چون منزل آن حضرت رسيدم ديدم كه سر مباركش بر كنار مرديست كه به نيكوئى و زيبائى او نديده بودم، و آن حضرت در كنار او در خواب بود، چون آن جوان مرا ديد گفت: نزديك پسر عمت بيا كه تو أحقى بوى از من، چون پيش رفتم او برخاست و من بجاى او نشستم، و سر حضرت را در كنار گرفتم همچنان كه در كنار او بود.
چون زمانى گذشت آن حضرت از خواب بيدار شد فرمود كه: اين مرد كجا رفت كه سر مرا در كنار داشت؟ گفتم كه: چون من آمدم مرا پيش طلبيده گفت: تو أحقى از من به پسر عمت و برخاست و من بجاى او نشستم، آن حضرت فرمود كه: هيچ دانستى او كه بود؟ گفتم: بفرما يا رسول اللَّه، فرمود كه: آن جبرئيل بود (ع) بمن حديث مىكرد تا وجع من تخفيف يافت و سر من بر كنار او بود تا بخواب رفتم.
و هم در مناقب آورده كه چون رسول اللَّه ٦ مواخاة فرمود ميان مسلمانان بعد از آن فرمود كه: يا على تو برادر منى و تو از من بمنزله هارونى از موسى غير از آنكه بعد از من پيغمبر نخواهد بود.
بدان اى على اول كسى كه در قيامت خوانده شود من باشم كه برخيزم از يمين عرش در ظل او، پس بپوشانند در من حله خضرا از حلهاى بهشت، و من خبر مىدهم ترا اى على كه امت من اول