کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ١٢ - ذكر اسماء خير البشر
اين چه همسايگى است كه با من مىكنيد بحق آن خداى كه جان محمد در قبضه قدرت اوست كه من آمدهام بذبح و قتل شما ابو جهل بر خواست در آن ميان و اين را تسكين داد و گفت يا محمد تو جهول نيستى و بواسطه اين نبى الملحمه موسوم شد.
و ديگر ضحوك است چنانچه مذكور شد كه پاك نفس بود و گاهى مطايبه مىفرمود و ميگفت مزاح مىكنم أما غير حق را نمىگويم و يك روز گفت به پيرزنى كه: هيچ پيرهزن ببهشت نخواهد رفت، پيره زن گريست فرمود: كه خوش باش كه همه جوان شوند و ببهشت روند، و بسيارى ازين منقول از آن حضرت روايت كردهاند و دايم متبسم بود و با مردم رفق و مدارا مىنمود چنانچه قرآن از آن خبر مىدهد كه فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ با وجود آنكه جفا مىديد از جفاة عرب و اجلاف باديه بر آن حمول بود و در مقابل جفا نمىفرمود، در كلام لطيف بود و در سلام و معاملات رفيق و با ترشروئى مردم در محاورات روى مبارك او منبسط بود، و از امتلاى نور همچو بدر منير درخشنده و مثل مهر سپهر تابنده ٦ الطاهرين.
و ديگر از اسماء او قتال دلير حمايل شمشير است چنان كه مذكور شد كه بر جهاد حريص بود و در معركه چنانچه روايت كنند از أمير المؤمنين على (ع) كه چون جنگ بالا گرفت و از خون دليران زمين معركه سرخ مىشد يلان معركه اسلام همه بپناه رسول اللَّه مىرفتند، و هيچ كس بدشمن از آن حضرت نزديكتر نمىبود، چنانچه در معركه حنين و غير آن مشاهده رفت و لهذا باذن بارى تعالى