کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٣٠٥ - و ديگر غزوه تبوك است
از براى پيغمبر مىگفتند كه او ساحر است يا شاعر و بعضى از بشر قرآن را بوى تعليم ميكند و خود ميدانستند كه دروغ مىگويند و ابن محض حسد بود براى امير المؤمنين (ع) نيز اين نوع كلمات را افشا ساختند بطريق اراجيف و اگر نه ميدانستند كه او دوسترين مردم است نزد پيغمبر و مونس و قرين و صاحب سر و همنشين او است.
اين خبر بر خاطر مبارك آن حضرت شاق آمده خواست كه اظهار كذب و فضيحت ايشان نمايد تهيه اسباب راه فرموده به پيغمبر ملحق شد و گفت: يا رسول اللَّه زعم منافقان آنست كه تو مرا در مدينه بواسطه عدم التفات و مقت خليفه ساخته، آن حضرت فرمود كه: يا على باز گرد بجاى خود و اين كلمات واهيه اهل نفاق را منظور نظر مگردان كه در مدينه مرا مىبايد بود يا ترا تو خليفه منى در اهل و در دار هجرت و در قوم من آيا تو راضى نيستى كه باشى از من بمنزله هارون از موسى الا آنست كه بعد از من پيغمبر نخواهد بود چنانچه مكر را بتقريب سمت ذكر يافته.
آن حضرت در استخلاف امير المؤمنين اظهار رتبت و منزلت او فرمود در اين كلمات با بركات و نبوت را استثنا نمود.
پس در جميع احكام با آن حضرت شريكست، و از براى او متحقق است غير نبوت مثل هارون كه چنين بود.