کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٢٠٩ - در بيان آنكه آن حضرت(ع) أفضل اصحابست
مؤلف كتاب رحمه اللَّه مىفرمايد كه من اينها را ذكر كردم تا معلوم شود كه حضرت رسول اللَّه ٦ مايل بود بخلافت آن حضرت و در چندين موضع اين را اعاده فرمود چيزى بر سبيل تعريض و چيزى بطريق تصريح، و در هر مجلس و مجمعى اين را مكرر نمود و ليكن كسى نشنود.
و بعضى از أصحاب ما از اين مقوله دو بيت را بمن انشا كرده كه نصيبى از حسن و حظى از لطف با آنها هست و آن اينست:
|
اوصى النبى فقال قائلهم |
قد ضل يهجر سيد البشر |
|
|
و أرى ابا بكر اصاب و لم |
يهجر و قد اوصى الى عمر |
|
يعنى وصيت فرمود پيغمبر ٦ در باب خلافت پس گفت قايلى از ايشان كه خطا كرده و هذيان مىگويد سيد بشر و مينمود أبا بكر را كه بر صواب بود و هذيان نمىگفت وقتى كه وصيت خلافت ميكرد بعمر، نعوذ باللَّه من ذلك.
و در مناقب خوارزمى روايت ميكند از أنس بن مالك كه يكى براى رسول اللَّه ٦ مرغى بر سبيل هديه آورد آن حضرت فرمود كه: بار خدايا بفرست كسى را كه دوسترين خلق تو باشد بسوى تو تا بخورد اين مرغ را با من، من گفتم: بار خدايا مردى را از أنصار بسر وقت اين مرغ فرست، پس ناگاه امير المؤمنين (ع) بر در خانه آمد من گفتم رسول اللَّه را حاجتى است، آن حضرت بازگشت تا سه نوبت آمد و من همين گفتم و بازگشت، بعد از آن آمد رسول اللَّه فرمود كه: اى انس در خانه را بگشاى، من گشودم پس آن حضرت به اندرون آمد آن حضرت فرمود كه: چرا دير آمدى اى على، گفت:
سه نوبت آمدم و انس مرا باز گردانيد كه آن حضرت حاجتى دارد، فرمود كه: اى أنس چرا چنين كردى و چه چيز ترا بر اين داشت كه اين حركت كردى؟ گفت: دعاى ترا شنيدم و دوست داشتم