کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٣٢٥ - از آن جمله واقعه جمل است
و كتابتى ديگر بعايشه نوشت:
اما بعد تو اى عايشه عصيان خداى تعالى و رسول او را پيشه كرده، از خانه خود بيرون آمده، انديشه ناكرده براى طلب امرى كه از تو اول سرزده بزعم آنكه براى اصلاح مردمان متصدى اين فساد شدهاى و خبر كن مرا كه زنان را با لشكركشى چه كار، و در اين وقايع او را چه بار، و زعم تو آنست كه طلب خون عثمان ميكنم حال آنكه او مردى بود از بنى اميه و تو زنى هستى از بنى تيم بن مره، بخدا سوگند كه تو درى از بلا بر خود گشودى، و امرى از معصيت براى خود اندوختى، و گناه اين اعظم است از گناه قتله عثمان، و غضب بر كسى نكردى تا خود مغضوب شدى، و فتنه از براى كسى نينگيختى تا خود مفتون گشتى، أى عايشه از خداى تعالى بترس و بمنزل خود بازگرد، و ستر خود را بر روى خود فرو گذار، و اين فتنه را بگذار، و السلام.
جواب نوشت بأمير المؤمنين (ع) كه اى پسر أبى طالب كار از عتاب گذشته و فتنه بالا گرفته، ما هرگز سر بطاعت تو فرو نخواهيم آورد، تو هر چه مىخواهى بكن كه ما پرواى از آن نداريم و السلام.
بعد از آن از هر دو جانب لشكريان بحركت آمدند. و چون امير المؤمنين (ع) ديد كه قوم عزم جزم نمودهاند بر قتال، پس آن حضرت جمع فرمود أصحاب خود را و خطبه بليغ بزبان فصيح و بيان مليح ادا نمود و فرمود كه:
بدانيد اى مردم من اين قوم را نصيحت كردم و متذكر ساختم تا شايد از اين أمر رجوع نمايند و ممتنع