کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٢٢٢ - در بيان زهد آن حضرت در دنيا و قناعت و عبادت او(ع)
(ع) هر يك از اين را بغايت قصوى و درجه أعلى درك فرموده بود تا بواسطه مسارعتى كه در طاعت اللَّه داشت نماز و صدقه را در آن واحد با هم جمع كرد تا آيه از كلام الهى بآن نازل گشت.
أبو اسحاق أحمد بن محمد بن ثعلبى در تفسير خود آورده كه يك روزى عبد اللَّه بن عباس بر كنار زمزم نشسته بود از پيغمبر ٦ مىخواست كه نقل كند كه مردى آمد عمامه بر سر و روى خود بسته و در ميان كلام ابن عباس گفت كه: قال رسول اللَّه ٦. ابن عباس گفت بوى كه بخداى بگو كه تو كيستى، پس عمامه را از روى خود گشود گفت أى مردمان هر كه مرا داند داند و هر كه نداند بداند منم جندب بن جناده بدرى أبو ذر غفارى شنيدم باين دو گوش خود از رسول اللَّه ٦ و الا كر باد و ديدم باين دو چشم خود و الا كور باد كه مىفرمود كه: على قائد البررة، و قاتل الكفرة، منصور من نصره، مخذول من خذله.
بدانيد كه من يك روزى با رسول اللَّه ٦ نماز پيشين مىگذاردم سايلى در آن مسجد سؤال كرد و كسى چيزى بوى نداد، سائل دست خود را بآسمان برداشت و گفت: بار خدايا گواه باش كه من در مسجد رسول اللَّه سؤال كردم و بمن كسى چيزى نداد و امير المؤمنين در آن حال در ركوع بود اشارت فرمود به انگشت كوچك دست راست و در او انگشترى بود تا سائل آمد و از آنجا بيرون كرد و رفت.