کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ١٩٥ - در بيان آنكه آن حضرت با قرآن است و قرآن با اوست و او با حق است و حق با او
از امور كه از ديدن حق كور است، و از سلوك صواب دور، و از طريق هدى مهجور، چنانچه گفتهاند كه: حب شىء اين كس را كور مىسازد و كر كه غير آن را نمىبيند و نمىشنود، پس لا يزال در حيطه بحر جهالت غوص كرده، و در نهر ميل نفس غوطه خورده، تا بغرض خود برسد، و امنيت خود را بيابد، و دواعى هايجه او ساكن گردد، و مشتهيات نفس امارهاش قرار گيرد، و باد غرور او تسكين يابد، و حق بر او جلوه كند، و او در آن وقت آن را بداند، و دست ندامت را بر دندان ملامت گزيدن گيرد، و اشك حسرت از ديده بىبصارت دويدن پذيرد، و بداند و ببيند بديده تحقيق كه او بر خطا بوده نه بر صواب، و سر خجالت در پيش نزد جزاى رب الارباب.
و اين معاويه منزل هاويه أعرف مردمان بود بفضل و شرف امير المؤمنين (ع) و استحقاق او أمر خلافت را، و رتبت و قرابت او بآن حضرت رسالت ٦، حب دنيا غلبه كرد بر معرفت او، و ديده بصيرت او تيره گشته ترك حظ آخرت نمود و با امير المؤمنين (ع) حرب آغاز كرد، و در خسارت دنيا و آخرت بر خود باز كرد تا آن حضرت از عالم فنا بعالم بقا پرواز كرد، باز همين قاعده و قانون را ساز كرد.
بعد از او با اهل بيت او نه از خداى و نه از رسول او شرم كرد، و نه از صحابه او را حيا مانع شد كه ناطق گشت باين كلام ناميمنت انجام كه من أحق و اولايم باين امر از ابن عم تو، و بعد از آن قتل عثمان را دليل استحقاق خود ساخت و اين نيست مگر جهل محض و انحراف از طريق حق.