کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٣١٥ - قصه وفود نجران
آنگاه أسقف گفت: يا أبا القاسم ما مباهله نميكنيم و ليكن مصالحه ميكنيم بر آنچه مقدور است بعد از آن مصالحه كردند بر دو هزار حله كه قيمت هر حله چهل درهم باشد، و آنچه كم و زياد بود بدين حساب مجرى باشد و مصالحهنامه بر اين نوشتند.
و صاحب كشاف آورده كه أسقف گفت وقتى كه آن حضرت با اهل بيت بيرون آمده بودند كه: اى معشر نصارى من روى چند مىبينم كه اگر از خداى در خواهند كوهها از مواضع آن زائل گرداند و يقين مىدانم كه اگر مباهله كنيد يك ترسا بر روى زمين نماند.
پس آنگاه صلح كردند بر آنكه هر ساله دو هزار حله بدو نوبت بدهند، هزار در صفر و هزار در رجب، و سى زره پسنديده تسليم مسلمانان نمايند.
و آن حضرت فرمود: بخدا كه جان من بيد قدرت اوست كه اگر اهل نجران با من مباهله ميكردند خداى تعالى ايشان را مسخ گردانيده بر قرده و خنازير و آتشى بر ايشان فرو مىريخت تا جمله اهل نجران حتى مرغ بر درخت ميسوخت و پيش از گردش سال همه هلاك ميشدند.
و در اين قضيه بيان فضل امير المؤمنين (ع) و ظهور معجز نبى ٦ است چه نصارى دانستند كه اگر مباهله ميكنند حلول عذاب بر ايشان وقوع مىيابد قبول صلح كردند.
و حق سبحانه و تعالى اخبار فرمود كه او نفس رسول اللَّه است و مساوى اوست در كمال و اجلال و عصمت از آثام و اخلال، و گردانيد زوجه و ولدين او را با صغر سن حجت نبى مطلبى، و برهان بر دين قويم قوى و نص بر حكم بآن كه حسن و حسين فرزندان رسولند و فاطمه زهرا از نساء عاليات است، و متوجه گردانيده بسوى ايشان ذكر و خطاب و دعا و احتجاج بمباهله در روز مقابله بمقاوله و اين فضلى است كه كسى بايشان مشاركت ندارد نه از امت و نه از اقارب.