کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٢٨٠ - فصل
باشد امير المؤمنين (ع) فرمود كه: واى بر تو اى سهيل دست از عناد باز نميكشى حضرت رسول فرمود كه: يا على محو كن عرضكرد كه: يا رسول اللَّه دست من نمىرود كه نام ترا از نبوت محو كنم فرمود كه: پس بنه دست مرا بآن تا من آن خود محو كنم، پس آن حضرت آن را محو كرد از آنجا.
و گفت مر امير المؤمنين (ع) را كه زود باشد كه ترا باين نوع أمرى خوانند و در اجابت آن ترا مصيبتى باشد، و بعد از آن صلحنامه را تمام فرمود، و نظام تدبير اين غزا بدست امير المؤمنين ٧ شد از براى حفظ دماء أهل اسلام.
روايت كنند از قايد مولى عبد اللَّه بن سالم كه در اين غزا دو نوع فضيلتى كه قرين يك ديگر بودند از فضايل عظام و مناقب جسام آن حضرت بوقوع آمد:
يكى آنكه رسول اللَّه ٦ چون از جهت اين غزا بيرون فرمود در جحفه نزول اجلال نمود در آنجا آب نيافتند سعد بن مالك را راويها داده دنبال آب فرستاده بسيار دور نرفته بازگشت و گفت: از خوف قوم پيشتر نمىتوانم رفتن فرمود كه: بنشين بعد از آن خال او را فرستاده او نيز همچنين باز آمد. پس آن حضرت امير المؤمنين (ع) را طلبيده فرستاد و قوم متردد بودند در رجوع آن حضرت چون مشاهده كرده بودند صعوبت آن حال را آن حضرت روايا را برده بر آب ورود فرمود و راويها را پر آب كرده و دواب را آب داده سالم رجوع نمود، پيغمبر كه او را ديد تكبير فرمود و دعاى خير گفت.
و ديگر سهيل بن عمرو آمد در اين غزا نزد پيغمبر ٦ و گفت: يا محمد هر كه از ما پيش تو بيايد او را بما بازگردان، آن حضرت از اين سخن در غضب رفت چنانچه اثر غضب بر چهره مباركش