کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٢٩٦ - و ديگر غزوه حنين است
|
ثم قاموا مع النبى على الموت |
فابوا زينا لنا غير شين |
|
|
و ثوى ايمن الامين من القوم |
شهيدا فاعتاض قرة عين |
|
يعنى مواسات نكردند و جوانمردى ننمودند با پيغمبر غير بنى هاشم نزد چكاچك شمشير در روز حنين، گريختند همه مردمان غير نه نفر كه ايشان آواز مىدادند بمردمان گريخته كه بكجا مىرويد، و اين نه كس ايستادند با پيغمبر و دل بهلاك نهادند، پس رجوع كردند از جهت آنكه زيب و زينت بودند از براى ما نه فتنه، و ايمن كه با صفت امانت بود از آن قوم بدرجه شهادت رسيد پس عوض شهادت يافت چيزى كه نور چشم زياده شود.
چون پيغمبر ٦ مشاهده فرمود هزيمت قوم را گفت مر عباس را كه: اى عباس چون تو مردى صيت و بلند آواز صدا برسان بمردمان و عهد و پيمان را بياد ايشان بيار، بعد از آن عباس آواز داد كه اى اهل بيعت شجره اى اصحاب سوره بقره بكجا مىگريزيد كه از اين گريزگريز نداريد، ياد آوريد معاهده كه با رسول اللَّه ٦ كردهايد، اين مرديست كه او را تنها گذاشتهايد، و قوم بر پيش روى ايشان پشت كرده بودند و مىرفتند.
و آن شبى بود تيره و ظلمانى بغايت، و آن حضرت در ميان وادى بوده و اهل شرك از هر اطراف وادى و شعاب با شمشيرهاى كشيده بيرون آمدند و متوجه آن حضرت شدند، آن حضرت نظر كرد در پيش روى خود بعضى را ديد كه مىروند؛ آواز داد كه كجا شد آن عهد كه با خداى كرده بوديد ايشان كه آن آواز شنيدند و با پس نگاه كردند اشعه جمال او را ديدند در آن شب مثل قمر در شب