کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٢٩٨ - و ديگر غزوه حنين است
و آن حضرت بتنهائى چهل كس ديگر را از شمشير گذرانيد تا بقية السيف روى بانهزام نهادند و غنيمت و اسير بسيار گرفتند، دست بر گردن بسته و اين فتح از آن شد كه امير المؤمنين أبو جرول را كشت، و رايت او را نگونسار گردانيد، و تابعان او گريختند و از آنجا باز آمده مدد مسلمان كرد تا بالكل ايشان را مستأصل ساختند و پيغمبر و أهل اسلام را تسكينى حاصل شد بضرب بازوى حيدر چنانچه قرآن از آن خبر داد، اين فرجى بود بعد از شدت چنانچه قرآن از آن خبر داد.
مؤلف كتاب رحمه اللَّه مىفرمايد كه: كان ابو بكر الذى عانهم و على (ع) الذى اعانهم يعنى بود ابو بكر آن كسى كه چشم رسانيد بلشكر كه اكثر گريخته پشت دادند، و على (ع) آن صفدر بود كه بعد از شكست لشكر اعانت فرمود و امداد نمود تا فتح ميسر شد و از گريختگان أبو سفيان صخر ابن حرب بود.
از معاويه غاويه روايت كنند كه او گفت: من رسيدم به پدر خود در حال گريختن با جماعتى بود از أهل مكه، من بر او آواز زدم كه اى پسر حرب چرا با پسر عمت صبر نكردى و مقاتله ننمودى و اين اعراب را از حريم خود منع نكردى، گفت: تو كيستى، گفتم: معاويه، گفت: پسر هند؟ گفتم:
بلى گفت: بابى و امى و توقف كرد و أهل مكه تمام در پيش او جمع شدند و من با ايشان ملحق شده ايشان را برداشته آمديم بر سر قوم و كوشش نموديم و اهل اسلام ميكشتند و اسير مىگرفتند تا روز بلند شد.
بعد از اطفاء آتش حرب رسول اللَّه آن غنايم را بر لشكريان قسمت فرمود و مؤلفه قلوب را بيشتر داد، مثل ابو سفيان و معاويه و عكرمة بن ابى جهل، و انصار را كمتر داد بعضى از انصار از اين معنى خشم كردند و اين خبر به پيغمبر ٦ رسيده خاطر مباركش پريشان شد فرستاد و انصار را تمام جمع كرد و فرمود كه: ايشان را بنشانيد وقتى كه غير ايشان با ايشان نباشد.