کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٤٧٦ - در ذكر تزويج امير المؤمنين بسيدة نساء العالمين صلوات الله عليهما
و در كتاب مناقب آورده از بلال بن حمامه كه او گفت كه: يك روزى رسول اللَّه ٦ طالع شد بر ما و نور روى مباركش درخشان بود مثل قرص قمر، عبد الرحمن بن عوف برخاسته گفت: يا رسول اللَّه اين چه نور است؟ فرمود كه: اين نور بشارت است كه از پروردگار من بمن آمده در باب برادر و ابن عم من و دخترم كه حق تعالى تزويج فرموده فاطمه را بعلى و امر كرده رضوان خازن جنان را كه درخت طوبى را بجنباند، و او بار خود را فرو ريزد بر سبيل نثار، او بعدد محبان أهل بيت رقعها را فرو ريخت و حق سبحانه و تعالى بمحض قدرت كامله خود بعدد آن ملائك را در تحت درخت طوبى آفريد از نور، و هر يكى را از آن ملك از اين رقعه داد كه چون قيامت قايم شود اين ملائك در ميان خلايق ندا كنند محبان أهل بيت را، و باقى نماند از آن محبان يكى الا كه از اين رقعها را بوى دهند، آن نوشته آزادى اوست از دوزخ كه اين رقعه را گرفته، پس بسبب برادر و ابن عم و دختر من آزادى مردان و زنان امت من خواهد بود از دوزخ.
و در مناقب از ابن عباس نقل ميكند كه آن شب كه زفاف فاطمه بود بعلى بن ابى طالب ٨ پيغمبر ٦ در پيش فاطمه ميفرمود و جبرئيل از يمين و ميكائيل از يسار و هفتاد هزار ملك از عقب به تسبيح و تقديس حق جل و علا اشتغال داشتند تا صبح طالع شد.
و در مناقب از امير المؤمنين (ع) نقل مىكند كه رسول اللَّه ٦ فرمود كه: ملكى از ملائك آمد نزد من و گفت: يا محمد خداى تعالى بتو سلام ميرساند و ميفرمايد كه: من فاطمه را بعلى دادم پس تو هم بوى بده، و أمر كردم درخت طوبى را كه بردارد در و ياقوت و مرجان از براى نثار، و اهل آسمان از براى اين شادانند و زود باشد كه متولد شود از ايشان دو فرزند ارجمند كه بهترين جوانان