کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٦٥ - فصل
پس اين حديث و حديث ام سلمه بيان آل و أهل كرده كه اگر عام مىبود هر آينه ممكن مىبود عايشه و ام سلمه را كه بگويند كه ما از اهل اوئيم پس چون نگفتند معلوم شد كه اهل و آل مخصوص اين جماعت بوده.
و نيز وقتى كه ابو بكر با سوره براءة متوجه مكه معظمه شد و پيغمبر بأمر حق او را باز گردانيد و آن را بامير المؤمنين داد و فرستاد كه حكم الهى چنان است كه اين سوره را من خود يا يكى از اهل من بأهل مكه برساند أبو بكر كه باز گرديد نگفت كه من از اهل توأم، و اين دلالت صريح دارد باختصاص آل و أهل بجماعت مذكوره (ع).
و زيد بن ارقم روايت كند كه چون حضرت رسول اللَّه ٦ از حج بازگشت نزول اجلال فرمود بغدير جحفه كه واقع است ميان مكه معظمه و طيبه مدينه و فرمود كه: آن محل را از شوك و خار پاك ساختند و بلندى قائم كردند و ندائى صلاة جامعه در دادند و ما بيرون رفتيم بجانب رسول اللَّه ٦ و روزى بغايت گرم بود چنانچه هر كه رداى كه داشت بواسطه شدت گرما در زير پاى انداخته مىنشست چون مردم همه جمع شدند آن حضرت با ايشان نماز گذارد و بعد از انصراف از نماز فرمود كه:
الحمد للَّه نحمده و نستعينه و نعوذ باللَّه من شرور انفسنا و من سيآت اعمالنا الذى لا هادى لمن اضل و لا مضل لمن هدى و اشهد ان لا اله الا اللَّه و اشهد ان محمدا عبده و رسوله
. اما بعد اى معشر مردمان نخواهد بود نبى را از عمر مگر نصف عمر آنكه پيش از اين بوده