کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٦٧ - فصل
يكى از مهاجرين از آن ميان برخاسته گفت: يا رسول اللَّه پدر و مادر من فداى تو باد ثقلين چه چيز است؟ فرمود كه: دو چيز است كه بزرگتر آن كتاب اللَّه است كه او سببى است كه يك طرف آن بيد قدرت خداى عز و جل است و يك طرف ديگر بدست شماست، پس متمسك شويد بآن و چنك در او زنيد تا نلغزيد و گمراه نگرديد، و كوچكتر آن عترت مناند، زنهار نكشيد ايشان را و با كين و قهر با ايشان سلوك مكنيد كه من در خواستهام از داناى نهان و آشكار بآن كه وارد گرداند شما را بر من بكنار حوض و آن را بمن اعطا فرموده، پس قهركننده ايشان قهركننده من است و فرو گذارنده ايشان فرو گذارنده من و دوست ايشان دوست من و دشمن ايشان دشمن من.
و سه نوبت اين را اعاده فرموده گفت: بدانيد كه هيچ امتى هلاك نشد تا دينى بهواى نفس خود اختيار نكرد و غلبه نكرد بر پيغمبر خود، و تا بقتل نياورد كسيرا كه در ميان ايشان بعدل و راستى سلوك ميكرد، يعنى اين امور سبب هلاك امتست پس پيرامون آن نبايد گشت، و در نوبت چهارم دست امير المؤمنين على (ع) گرفته به بالا برد و فرمود كه: هر كه من مولاى اويم اين على مولاى اوست بارخدايا دوست دار هر كه او را دوست دارد، و دشمن دار هر كه او را دشمن دارد.
و در روايت زهرى آمده كه آن حضرت سه نوبت فرمود كه: من اولى مردمان نيستم بمؤمنان؟
حاضران گفتند خداى و رسول او اولىاند بمؤمنان، چهارم بار فرمود كه هر كه من مولاى اويم