کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٢٧٩ - فصل
و امير المؤمنين (ع) به اسيرى گرفت جويريه بنت حارث بن ضرار را پيش پيغمبر ٦ آورد و آن حضرت او را براى خود اختيار فرمود، بعد از آن پدر دختر آمد و گفت: يا رسول اللَّه اين دختر مرا به اسيرى مگيريد و بگذاريد كه دختر نيكو سيرت است؛ آن حضرت فرمود كه: برو و او را مخير ساز گفت: خوب فرمودى و زيبا گفتى، او آمد و بدختر اين احوال را گفت، او خداى و رسول را اختيار كرد، و رسول اللَّه او را آزاد كرده نكاح فرمود، و در سلك زنان خود داخل گردانيد.
فصل
و ديگر غزاى حديبيه بود كه امير المؤمنين (ع) صلحنامه نوشت ميان رسول اللَّه ٦ و ميان سهيل بن عمرو، چون مصلحت در صلح بود.
پيغمبر فرمود كه يا على بنويس، بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ، سهيل گفت: اين كتابى كه نوشته مىشود ميان ما و تو چيزى بگو در آن بنويسند كه ما آن را دانيم، پس بنويس كه: باسمك اللهم، آن حضرت فرمود كه: يا على محو كن آنچه نوشته و آنچه او مىگويد بنويس، پس امير المؤمنين (ع) فرمود كه اگر نه فرمان تو مىبود من آن را محو نمىكردم؛ بعد از آن محو كرد و نوشت كه:
باسمك اللهم
. آنگاه فرمود كه: بنويس كه اين آنست كه گزارده و فصل نموده بر او محمد رسول اللَّه سهيل ابن عمرو را، سهيل گفت: اگر قبول مىداشتم ترا باين در كتابتى كه بيان ما و تست اقرار بنبوت تو ميكردم و نزاع ميان ما و تو نمىبود، اين را محو كن و نام خود را بنويس، امير المؤمنين (ع) فرمود كه: و اللَّه كه آن حضرت رسول اللَّه است على رغم أنف تو، سهيل گفت: نام او را بنويس تا شرط برجا