کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٨٣ - ذكر امير المؤمنين و امام المتقين على بن ابى طالب عليه الصلاة و السلام
عباس بن عبد المطلب و جماعتى از بنى عبد العزى در برابر خانه كعبه كه: آمد فاطمه بنت اسد مادر أمير المؤمنين (ع) كه باو حامله بود و نه ماه از حمل او گذشته ناگاه اثر طلق و علامت زادن بر وى ظاهر شد و مجال بيرون رفتن از مسجد نماند گفت بار خدايا من ايمان دارم بتو و بآنچه از پيش تو بما آمده از رسل و كتب و تصديق كلام جد خودم ابراهيم خليل (ع) ميكنم كه اين خانه را بنا كرده: پس بحق بانى اين خانه و بحق مولودى كه در شكم منست كه اين امر را بر من آسان گردانى، يزيد بن قعنب مىگويد كه ديدم كه ديوار پشت خانه شق شد و فاطمه بنت اسد باندرون رفت و از چشم ما غائب شد و باز ديوار خانه بحال خود باز آمد، پس ما خواستيم كه قفل خانه را بگشائيم بهيچ وجه نتوانستيم گشود، دانستيم كه خداى تعالى را در اين سرى و حكمتى است دست بداشتيم تا روز چهارم ديديم كه از آنجا بيرون آمد و أمير المؤمنين صلى اللَّه عليه را بر روى دست داشت مثل دانه مرواريد و مىگفت كه: مرا فضيلت است بر ديگر زنان، زيرا كه آسيه بنت مزاحم عبادت كرد خداى را به پنهانى در موضعى كه حقتعالى دوست نميدارد كه او را آنجا عبادت كنند مگر بر سبيل اضطرار، و مريم بنت عمران درخت خرماى خشك را جنبانيد در وقت ولادت تا از آن خرماى تر و تازه خورد، و من در حرم تو كه بيت اللَّه است در رفتم و از ثمار جنت و ارزاق آن خوردم و چون خواستم كه بيرون آيم هاتفى آواز داد كه: اى فاطمه او را نام على كن كه او على عاليست و بلند مرتبه است و خداى على أعلى است ميفرمايد كه من نام او را از نام خود مشتق ساختم، و او را بأخلاق خود متخلق گردانيدم، و واقف ساختم او را بر غوامض علوم خود، و او آن كسى است كه بتان را در خانه كعبه بشكند و زير و زبر نمايد، و بر پشت خانه من أذان گويد و تقديس