کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٣٨٠ - در ذكر كرامات و آنچه بر زبان آن حضرت جارى شده از مغيبات
براى قوم ثمود گفت: بود اين چنين يا امير المؤمنين، پس آن حضرت ساكت شد.
تا شب بيست و سيم ماه شد برخاست از براى بيرون رفتن بجانب مسجد جهت نماز صبح فرمود كه: دل من گواهى ميدهد كه مقتول ميشوم در اين ماه، پس در را گشود كه بيرون رود جامه مباركش بند شد بر بازوى در و فرمود:
|
اشدد حيازيمك للموت فان الموت لاقيك |
و لا تجزع من الموت اذ احل يناديك |
|
يعنى محكم در بند ميان خود را از براى مرگ كه مرگ با تو ملاقات خواهد كرد و جزع مكن از مرگ وقتى كه فرود آيد كه ترا ندا كند و طلب نمايد.
بعد از آن بيرون فرمود و شهادت يافت صلوات اللَّه عليه.
و ابن طلحه بعد از آن ميگويد كه اين مذكورات از جمله كرامات مضافه بآن حضرت بود، و من صرف نكردم همت را به تتبع آنچه منسوبست بوى از كرامات و مقامات و خوارق عادات از جهت كثرت مزايا و مناقب مقامات او كه از حيطه ضبط بيرون است، و از هر چه در فهم گنجد افزون.
اين آخر كلام ابن طلحه است رحمه اللَّه.
اما روايت كنند از جندب بن عبد اللَّه أزدى كه او گفت: من با امير المؤمنين بودم در حرب جمل و صفين، و مرا در آن قتال شكى طارى نمىشد تا در نهروان نزول كرديم، در آنجا شكى در دل من افتاد، با خود گفتم: اين جماعت كه ما ايشان را ميكشيم قراء و عباد و أخيار مااند، أمر عظيم