کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٥٦ - فصل
كه أحق است بامامت باجماع جميع امت و بدلالت كتاب و سنت «اين آخر كلام ابن جاحظ است».
مؤلف كتاب رحمه اللَّه ميفرمايد: كه ابن جاحظ از رجال اسلام بوده و افراد زمان در فضل و علم و صحت ذهن و حسن فهم و اطلاع بر حقائق علوم و معرفت بهر جليل و حقير بر دقائق آن با وجود آنكه شيعى نبوده تا متهم باشد بلكه عثمانى مروانى بوده و كتب مصنفه بسيار دارد و شهادت كرده در اين دو رساله از تفضيل بنى هاشم و تقديم ايشان بر ديگران و فضل و تقديم امير المؤمنين بر وجهى كه در آن شائبه شك و شبهه ريب نميماند و آن أظهر است از طلوع آفتاب نورانى بتوفيق حضرت يزدانى، چه او اين مذهب نداشت، اما حق سبحانه و تعالى او را ناطق گردانيد بكلام حق و جارى ساخت لسان او را بصدق تا حجت باشد بر او در دنيا و آخرت كه اگر بخلاف اين اعتقاد كند حقتعالى خصم او باشد در محشر زيرا كه حق جل و علا بر لسان هر قائل حاضر و ناظر است كه چه گفت و اصعب امور و اشق قول آنست كه شخصى چيزى را بذكر درآرد كه بواسطه آن مستحق رياض جنانى گردد و باز او بسبب خلاف آن مستوجب عذاب نيرانى شود، نعوذ باللَّه من ذلك.
و اين مقدار ما را كافى بود از مطلوب ما كه بشهادت اين مرد ثبت افتاد، اكنون شروع ميكنيم در مقصود بحول و قوه ملك معبود، و آنچه مهم است مقدم مىداريم.