کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٤٨٣ - در ذكر تزويج امير المؤمنين بسيدة نساء العالمين صلوات الله عليهما
در اين حرير ثبت كردم، حق سبحانه و تعالى مرا أمر فرمود كه عرض كنم آن احوال را بر تو، و آن را مهر كنم بخاتم مسك و ببرم آن را برضوان.
و چون ملائكه هفت آسمان حاضر شدند بر تزويج على و فاطمه (ع) حقتعالى أمر فرمود بدرخت طوبى كه بار خود را از حلى و حلل و زيور نثار كند، و ملائكه و حور العين آن را برچينند و بآن مباهات و فخر كنند تا روز قيامت.
جبرئيل گفت: يا محمد حقتعالى امر فرموده مرا كه بتو برسانم كه تو نيز تزويج كن على را بفاطمه در زمين همچنان كه ما عقد كرديم در أعلا عليين، و بشارت ده ايشان را بدو گوهر پاك طيب طاهر خير فاضل در دنيا و آخرت.
بعد از آن پيغمبر فرمود كه: يا ابا الحسن بخدا سوگند كه هنوز ملكى كه نزد من بود عروج نكرده بود بفلك كه تو در زدى اكنون من بتو انفاذ ميكنم أمر پروردگار خود را، برو يا ابا الحسن پيش از من كه من هم بر أثر تو مىآيم بمسجد تا على رؤوس الناس عقد نكاح ترا صورت دهم، و فضل ترا ذكر كنم كه چشم تو بآن روشن شود و از آن محبان تو در دنيا و آخرت.
امير المؤمنين (ع) فرمود كه: بسرعت هر چه تمامتر از پيش رسول اللَّه ٦ بيرون آمدم و از فرح و شادى عقل خود را نزديك بود كه گم كنم، بعضى از أصحاب مرا ديدند گفتند حال تو چيست؟ گفتم پيغمبر فاطمه را بمن داد و اخبار فرمود مرا كه حقتعالى او را بتو داده در آسمان، و اينك رسول اللَّه از عقب من مىآيد تا در حضور مردمان اين امر را ظاهر سازد، آنها خوش حال