کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ١٩٦ - در بيان آنكه آن حضرت با قرآن است و قرآن با اوست و او با حق است و حق با او
و ديگر با سعد آن زبان راند كه آيا نمىدانى كه ما برحقيم و غير ما بر باطل اين سخن دلالت دارد بر عدم وثوق او بقول بارى تعالى و رسول او؛ و استخفاف أكابر صحابه كردن، و جرأت بر قول محال نمودن، و انكار سعد كردن، و ماجرا را پيش ام سلمه بردن، و حال آنكه اين قول و امثال اين از نبى ٦ در حق على مشهورتر از روز نورانى است.
بعد از آن قسم ياد كرد كه اگر من اين را از پيغمبر شنيده مىبودم خادم أمير المؤمنين (ع) مىبودم تا وقت وفات، و بديهه عقل حكم بر كذب اين قول ميكند و بر فجور او گواهى ميدهد، چه او امير المؤمنين (ع) را از اين بهتر مىشناخت؛ و تنبيه فرموده آن حضرت از اين مقوله در مكاتباتى كه بوى نوشته بر وجهى كه در نهج البلاغه مذكور است.
باز بر تقدير صدق و تصديق او كه حق با امير المؤمنين است بموجب شهادت سعد و ام سلمه پس چون امير المؤمنين (ع) اين أمر را تسليم پسر خود امام حسن (ع) فرمود كه آن حقى است كه با او بود پس چرا مسلم نداشت اين أمر را بآن حضرت بعد از امير المؤمنين (ع) بعد از وضوح آن كار بحرب رسيد، و نزاع بمقاتله كشيد، و بسيار دور است كسى كه بر دل او مهر نفاق باشد و بر چشم او پرده غفلت بود او بجانب حق ميل كند و براه هدى رغبت نمايد، نعوذ باللَّه من ذلك.