کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٢٨٣ - غزوه خيبر
در كتابى كه بموسى آمده اين چنين است، آن حضرت مراجعت ننمود تا فتح فرمود.
و شيخ مفيد رحمه اللَّه آورده كه اين فتح بزور بازوى امير المؤمنين (ع) شد بلا شك و ارتياب و ظاهر شده و بوقوع پيوسته در اين غزا فضايل او از هر باب، بر وجهى كه جميع روات اتفاق دارند كه آن حضرت در آن منفرد است و شريك نيست با وى هيچ كس از مردمان.
چنانچه روايت كرده محمد بن يحيى ازدى از مسعدة بن يسع و عبيد اللَّه بن عبد الرحيم از عبد الملك ابن هشام و محمد بن اسحاق و غير هم از أصحاب اخبار و ارباب آثار كه:
چون نزديك رسيد رسول اللَّه ٦ بخيبر فرمود كه أى مردمان توقف نمائيد، چون قرار يافتند دست مبارك بسوى آسمان برداشت و فرمود كه: بار خدايا أى پروردگار هفت رقعه آسمان و آنچه آسمان بر او سايه مىاندازد؛ و اى آفريدگار هفت طبقه زمين و آنچه زمين آن را برمىدارد، و اى آفريننده شياطين و آنچه ايشان او را اضلال مىكنند كه از تو در مىخواهم خير اين قريه را و خير آنچه در او است، و پناه مىآرم بتو از شر اين ضيعه و از شر آنچه در او است بعد از آن فرود آمده در سايه درختى كه در آن مقام بود و آنجا اقامت فرمود بقيه روز را و تا نصف النهار روز ديگر، آنگاه منادى رسول اللَّه ندا كرد و تمامى مردمان نزد آن حضرت جمع شدند ديدند كه شخصى پيش آن حضرت نشسته فرمود كه: أى أصحاب مىدانيد كه اين كيست؟ گفتند: نه يا رسول اللَّه، فرمود كه: من در خواب بودم كه اين آمد و شمشير از ميان من كشيد، من گفتم كه: چه كردى گفت: يا محمد كيست كه منع كند ترا از من در اين روز گفتم: حق سبحانه و تعالى كه حافظ منست منع كند ترا از من، پس شمشير در غلاف كرد و اينجا نشست آنچنان كه مىبينيد كه با او هيچ خوفى و ترسى نيست.