کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٥٤٤ - فصل
يونس بن حبيب نحوى كه عثمانى بود گويد كه من گفتم بخليل بن احمد كه: ميخواهم از تو بپرسم از مسأله كه از من پنهان ميكنى گفت: قول تو دلالت ميكند بر آنكه جواب أغلظ است از سؤال، پس پنهان مىدارى تو نيز و كتمان مينمائى، گفتم: بلى بأيام حيات تو، گفت: بپرس، گفتم: چه حال است اصحاب رسول اللَّه را ٦ كه گوئيا ايشان پسران يك مادرند، و على بن ابى طالب (ع) در ميان ايشان گوئيا پسر علتى است كه مادر او جدا باشد؟ گفت: على (ع) مقدم و سابق ايشانست در اسلام، و فايق ايشانست در علم، و غالب ايشانست در شرف، و راجح ايشانست در زهد، و راسخ و ثابت ايشانست در جهاد، و مردم بأمثال و أشكال و أشباه خود مايلترند از كسى كه از ايشان جدا است، فافهم.
آوردهاند كه حارث همدانى روزى در ميان جماعتى از شيعيان بخدمت امير المؤمنين (ع) رفت؛ و اصبغ بن نباته نيز گويد كه: من در آن ميان بودم و حارث پيرو بيمار بود كج و راست ميشد در رفتن و عصا را بر زمين ميكشيد و بهر طرف مينهاد بىاختيار تا بخدمت آن حضرت رسيد.
و او پيش امير المؤمنين قرب و منزلتى داشت فرمود كه اى حارث خود را چون مييابى؟
گفت: زمانه مرا دريافته يا امير المؤمنين، و ألم و حرارت درون و رنج بدنى بر من غالب و زياده شده بواسطه خصومت أصحاب در بارگاه تو.
«ج ٣٤»