کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٥٤٣ - فصل
و خانه بود پر از بنى هاشم و مسلمانان آنگاه فرمود كه: اى بنى هاشم اى معشر مسلمانان مخالفت مكنيد على را كه گمراه شويد، و حسد بر او مبريد تا كافر نگرديد.
بعد از آن فرمود كه: بلال برو و فرزندان مرا حسن و حسين را بيار رفت و آورد؛ ايشان را بسينه خود باز داد و مىبوئيد ايشان را، امير المؤمنين (ع) ميفرمايد كه: من گمان بردم كه ايشان بتنگ مىآرند آن حضرت را رفتم كه ايشان را از آنجا بستانم فرمود كه: اى على بگذار ايشان را كه ايشان مرا ببويند و من ايشان را ببويم، و ايشان از من توشه برگيرند و من از ايشان كه زود باشد كه بعد از من أحوال ايشان را پريشان سازند، و كار بر ايشان تنگ كنند، و مشكل گردانند، لعنت خداى بر كسى كه بر ايشان حيف و جور كند، بار خدايا ايشان را بتو ميسپارم با صلحاى أهل ايمان.
پرسيد معاويه غاويه خالد بن معمر را كه براى چه تو اين چنين دوست مىدارى على را؟ (ع) گفت: براى سه خصلت: در وقت غضب حلم كار ميفرمود، و در هنگام گفتن راستى مينمود، و در زمان حكومت بر شيمه عدل ميبود.
مؤلف كتاب رحمه اللَّه ميفرمايد كه: خداى تعالى خالد بن معمر را رحمت كند كه وصف نمود امير المؤمنين را (ع) ببعض آنچه در او بود، و نفى كرد از معاويه غاويه عليه اللعنه بعض آنچه در او بود