کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ٥١ - فصل
امت در حقيقت ايشان تا دانيم كه بكدام جماعت اقتدا كنيم و اولويت ايشان بر ما ظاهر شود بفرموده حق كه وَ كُونُوا مَعَ الصَّادِقِينَ تا ما با صادقان باشيم و از باطل و كذب اجتناب نمائيم و چون حق جل و علا فرموده كه وَ اللَّهُ أَخْرَجَكُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهاتِكُمْ لا تَعْلَمُونَ شَيْئاً يعنى و حق سبحانه بيرون آورد شما را از شكمهاى مادران شما كه هيچ چيز در آن حالت نميدانستيد بعد از آن چون حقتعالى ايشان را شان علم و معرفت كرامت فرموده بود دانستند، بعد از آنكه ما را علم و ادراك بحصول پيوست طلب معرفت دين و أهل يقين نموديم يافتيم كه مردمان در طريق دين مختلفاند و نفى يك ديگر مينمايند:
و أصل آن را دو فريق يافتيم.
يكى از فريقين مىگويند كه پيغمبر ٦ كه رحلت فرمود خليفه و قايم مقامى در ميان امت نصب نفرمود و آن را باختيار مسلمانان باز گذاشت ايشان ابو بكر را بخلافت اختيار كردند.
و فريق ديگر مىگويند كه پيغمبر ٦ امير المؤمنين (ع) را بامامت و خلافت نصب كرد و بعد از رسول او امام و پيشواى مؤمنان و مسلمانان است، و هر يك از اين دو فريق ادعاء حقيقت دارند.
پس چون اين را مشاهده نموديم ايشان را توقيف كرديم تا بحث كنيم و بدانيم محق را از مبطل بعد از آن پرسيديم از همهشان كه آيا لابد است و ناگزير خلايق را از حاكم و والى كه حفظ دين كند و مردم را بطاعت فرمايد و از معصيت اجتناب نمايد و زكوات ايشان را بر مستحقين تفرقه كند و حكم حق ميان ايشان كند و داد مظلوم از ظالم بستاند و اقامت حدود نمايد يا نه؟ همه گفتند: بلى لا بد است از اين.