کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ١٠٩ - ذكر در سبقت آن حضرت بتصديق نبوت و سن مباركش در آن وقت
و ديگر رسول فرمود بنى اعمام خود را كه: كدام يك يار و مددكار منست از شما در دنيا و آخرت ايشان ابا كرده امير المؤمنين در آن ميان فرمود كه: من يار و مددكار توام در دنيا و آخرت، باز اين كلام را اعاده فرمود و ايشان ابا كرده امير المؤمنين تلقى فرمود، بعد از آن آن حضرت گفت كه:
تو ولى و ناصر منى در دنيا و آخرت و ديگر اول كسى از مردان كه تصديق پيغمبر فرمود بعد از خديجه او بود.
و ديگر پيغمبر ٦ امير المؤمنين و فاطمه و امام حسن و امام حسين : را بجامه خود درآورد و فرمود كه: إِنَّما يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيراً و ديگر على ٧ لباس پيغمبر را پوشيده و نفس نفيس خود را براى رضاى الهى فداى حضرت رسالت پناهى كرده بر جاى آن حضرت خواب كرد، و مشركان مكه بر آنجا كه رسول اللَّه خواب كرده بود سنگ مىانداختند و در آن محل أبو بكر آمد ديد كه امير المؤمنين بر آن خوابگاه بود پنداشت كه رسول اللَّه است امير المؤمنين سر مبارك برداشته فرمود كه ابى ابو بكر رسول اللَّه بجانب بئر ميمون توجه فرمود برو و آن حضرت را در آنجا درياب، آن بود كه رفت و با پيغمبر توجه بغار نمودند و كفار همچنان بر آنجا سنگ ميريختند بزعم آنكه حضرت رسول ٦ آنجا خواب كرده و امير المؤمنين سر مبارك در جامه كشيده بود تا صباح شد و هيچ سنگ بر بدن مبارك او نخورد چون چنين ديدند گفتند كه ما خيال كرديم كه صاحب تو بود كه سنگ مىانداختيم