کشف الغمة ت و شرح زوارهای - اربلی، علی بن عیسی - الصفحة ١١٤ - ذكر در سبقت آن حضرت بتصديق نبوت و سن مباركش در آن وقت
فاضل أديب با حسن معاشرت و شيرين كلمات و فصيح العبارات بود در موصل بصحبت او رسيدم و اجازه أحاديث از او گرفتم و گفتم يا عز الدين من امروز چيزى از تو مىپرسم اگر انصاف ميدهى بگويم گفت بلى بگوى گفتم آيا جائز باشد كه الزام نمائيد ما را كه گروه شيعيانيم بچيزى كه در صحاح شما مذكور است از أحاديث و روات و رجال آن عمرو بن عاص و معاوية بن ابى سفيان و عمران بن حطان باشد كه از خوارج بود؟ گفت: لا و اللَّه، و او رحمه اللَّه مردى بود منصف و بقتل آمد در گرفتن موصل در سنه ستين و ستمائة.
و از عمر روايت كنند كه رسول اللَّه ٦ فرمود مر امير المؤمنين را (ع) كه تو أول مؤمنانى با من در ايمان، و أعلم ايشانى بكتاب خالق انس و جان، و اوفى ايشان بعهد و پيمان، و مهربانتر ايشانى برعيت، و أقسم ايشانى بسويت، و أعظم ايشانى بر مزيت و مصيبت.
و از آن جمله جمع عز الدين از مسند حديث معقل بن يسار است كه پيغمبر ٦ فرمود مر فاطمه ٣ را كه: آيا راضى نيستى كه من دادهام ترا بكسى كه اقدم امت منست از روى سلم، و اكثر ايشانست از روى علم، و أعظم ايشانست از روى حلم.
و ثعلبى در تفسير وَ السَّابِقُونَ الْأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهاجِرِينَ وَ الْأَنْصارِ ميگويد كه: اتفاق علماست كه اول كسى كه بعد از خديجه از ذكور كه پيغمبر ايمان آورد على بن ابى طالب بود، و اين قول ابن عباس است و جابر بن عبد اللَّه انصارى؛ و زيد بن ارقم، و محمد بن منكدر، و ربيعة الراى و ابى الجارود المدنى.
و كلبى گويد كه: امير المؤمنين (ع) هفت ساله بود كه تصديق پيغمبر ٦ نمود در اسلام و با